تبليغاتX

کشاورزی (ِِAgriculture )

مشخصات گیاه برنج

ساقه برنج راست ، استوانه‌ای و جز در قسمتی که گره‌ها وجود دارند تو خالی است. ارتفاع ساقه به 60 تا 200 سانتیمتر می‌رسد. برنج علاوه بر ساقه اصلی ، 4 تا 5 ساقه فرعی دارد. برگهای برنج به صورت متناوب در دو ردیف در دو طرف ساقه قرار گرفته‌اند. برگ برنج دارای غلاف ، پهنک ، زبانک و گوشوارک است. همچنین برنج مانند گندم ، دارای گل آذین خوشه‌ای می‌باشد که دانه‌ها در آن قرار می‌گیرند.

برخلاف سنبلچه‌های گندم و جو و ذرت که فشرده و نزدیک به هم هستند، سنبلچه‌های برنج به صورت غیر فشرده روی محورهای اصلی و فرعی گل آذین قرار می‌گیرد. میوه برنج دارای غلافی سفید رنگ ، قهوه‌ای ، کهربایی ، قرمز یا بنفش است که این میوه را به همراه غلاف آن ، شلتوک می‌نامند. برای قابل استفاده شدن برنج برای انسان ، باید شلتوک را پوست کنند، یعنی غلاف را از دانه جدا نمایند.

کشت برنج

کشت برنج در نقاط مختلف

شواهد نشان می‌دهند که تقریبا 4000 سال قبل از میلاد ، در کشورهای هند و چین ، کشت برنج متداول بوده است. پس از گندم ، برنج دومین غله مهم در دنیا به حساب می‌آید. نزدیک به 90 درصد سطح زیر کشت و تولید برنج متعلق به کشورهای خاور دور می‌باشد. بیش از نصف محصول برنج هم در دو کشور هند و چین تولید می‌شود. بطور کلی ، کشورهای گرمسیری و نیمه گرمسیری برمه ، تایلند ، ویتنام ، لائوس ، اندونزی ، فیلیپین ، پاکستان ، هند ، آمریکا ، ژاپن ، ایتالیا ، مصر ، چین ، برزیل ، کوبا ، مکزیک و استرالیا از تولید کنندگان برنج به شمار می‌آیند.

کشت برنج در ایران

کشت برنج در ایران در نواحی شمالی بویژه رودسر و استان خوزستان تاریخچه طولانی دارد. شواهد نشان می‌دهد که این محصول در این ناحیه قرنها پیش از میلاد مسیح و در زمان هخامنشیان رواج داشته است. البته امروزه با توجه به رشد روز افزون جمعیت ایران ، تولید داخلی برنج پاسخگوی نیاز مردم نیست و به همین دلیل ، مقادیر قابل توجهی از این محصول از خارج وارد می‌شود.

انواع برنج

برنجهای یک ساله در شرایط مساعد آب و هوایی قادرند رشد مجدد خود را پس از برداشت محصول اول ، آغاز نمایند و محصول دوم و گاهی حتی تا چند سری ، محصول تولید کنند. برنجهای وحشی یک ساله در نقاط مرتفع یا باتلاقهای غیر دائمی کم عمق رشد می‌کنند. برنجهای یک ساله کلا نسبت به کم آبی مقاوم‌ترند. برنجهای وحشی چند ساله اغلب در مناطق پست و باتلاقهای دائمی کشت می‌شوند.

شرایط مناسب برای کشت برنج

  • دما: میانگین دمای مورد نیاز برنج هنگام رشد باید بین 20 تا 37 درجه سانتیگراد باشد. پایین بودن دما در اوایل فصل زراعی یا آبیاری مزرعه با آب سرد سبب می‌شود که زمان رسیدن دانه‌ها به تأخیر افتد. بالا بودن دما هم موجب کاهش تعداد سنبلچه‌های بارور و وزن دانه‌ها می‌شود.
  • نور: نور هم یکی از عوامل مؤثر در رشد گیاه است. شدت نور در اوایل فصل زراعی شاید عامل محدود کننده‌ای برای رشد برنج به حساب آید. اما با نزدیک شدن به پایان فصل زراعی ، بویژه موقع تشکیل خوشه ، رقابت برای جذب نور بین بوته‌ها افزایش می‌یابد.
  • رطوبت: مناسب‌ترین میزان رطوبت برای گلدهی گیاه برنج ، 70 تا 80 درصد است. رطوبت کمتر از 40 درصد ، عامل بازدارنده‌ای برای گلدهی گیاه به شمار می‌رود. وزش باد و ریزش باران و تگرگ ، در زمان گلدهی زیانبار است. همچنین بارندگی موقع برداشت محصول هم عملیات مربوط به خشک شدن محصول را به تأخیر می‌اندازد. برنج ، کلا گیاه آب دوستی به شمار می‌رود، ولی آبزی نیست. چون ریشه گیاهان آبزی قادر نیست که تارهای کشنده و ریشه‌های فرعی تولید کند. در حالی که ریشه برنج هم تار کشنده و هم ریشه فرعی دارد.
  • آب: آب مورد نیاز برنج از سایر غلات بیشتر است. هشتاد درصد آب مورد نیاز محصول برنج تولید شده در جهان بویژه در نقاط استوایی ، از آب باران تأمین می‌گردد. 20 درصد باقی مانده را از آب رودخانه و آب چاه تأمین می‌نمایند. نتایج بدست آمده نشان داده که اگر دمای آب کمتر از 19 درجه سانتیگراد باشد، زمان رسیدن دانه به تأخیر می‌افتد. اگر هم از 30 درجه بیشتر باشد، گسترش ریشه و میزان عملکرد گیاه برنج به دلیل محدود بودن اکسیژن موجود در آب ، کم می‌شود و بازدهی گیاه کاهش می‌یابد.
  • خاک: برنج در خاکهای مختلف ، از فقیر تا غنی که تنها آب مورد نیاز گیاه تأمین باشد به عمل می‌آید. البته مقدار آب مصرفی در خاکهای سبک بیش از خاکهای سنگین است. مناسب‌ترین خاک برای کشت برنج ، خاک رسی با لایه غیر قابل نفوذ در عمق 50 تا 150 سانتیمتری و همراه با مقدار زیادی مواد آلی است. برنج اصولا نسبت به شوری خاک و شوری آب مقاوم است. در صورتی که آب کافی برای شستشوی نمک خاک وجود داشته باشد، می‌توان از برنج برای اصلاح خاکهای شور استفاده نمود.

کشت برنج

  • روش مستقیم: بذر را مستقیما داخل خاک آماده می‌کارند.
  • روش نشاء: بذر خیس شده را داخل زمین مخصوصی به نام خزانه می‌کارند و سپس ، بوته یا نشای بدست آمده را به زمین اصلی مزرعه منتقل می‌نمایند.

کود مورد نیاز برنج

برنج ، همچون دیگر غلات نسبت به نیتروژن واکنش خوبی از خود نشان می‌دهد. همچنین نیتروژن را به صورت آمونیوم و نیترات جذب می‌کند. از طرف دیگر ، کودهای فسفردار ، رشد ریشه و مقاومت گیاه را در برابر بیماریها و کودهای پتاسیم‌دار ، انتقال مواد فتوسنتزی از برگ به اعضای دیگر گیاه بویژه دانه ، و نیز استقامت بوته‌ها را افزایش می‌دهند.

بیماریها و آفات برنج

بلاست ساقه برنج

این بیماری را قارچی به نام Pyricularia oryzae ایجاد می‌کند. یکی از مخرب‌ترین بیماریهای گیاه برنج است که با خشکاندن، شکستن و خواباندن ساقه قادر است میزان تولید برنج را به میزان چشمگیری کاهش دهد. سمپاشی مزرعه با سولفات مس و ترکیبات آلی جیوه در کنترل این بیماری تا حدی مؤثرند.

پوسیدگی طوقه برنج

این بیماری که به ژیگانتیسم هم معروف است، بوسیله قارچ Gibberia fugikuria ایجاد می‌شود که این قارچ ، سبب رشد فوق‌العاده ساقه و نازک شدن آن و در نهایت مرگ بوته برنج می‌شود. دمای بیش از 20 درجه سانتیگراد بویژه در لایه بالایی خاک می‌تواند شرایط مساعد برای فعالیت این قارچ را فراهم نماید. ضد عفونی نمودن بذر با اگروزان می‌تواند خسارت ناشی از این قارچ را کاهش دهد.

برداشت محصول

زمان برداشت با توجه به دما معمولا از ماههای مرداد و شهریور شروع شده و تا اواخر آبان یا اوایل آذر ادامه می‌یابد. هنگام برداشت محصول ، باید 80 درصد دانه‌های غلافدار (شلتوک) واقع در بخش بالایی خوشه و برگها زرد شده و دانه‌ها سخت شده باشند. دانه‌ها معمولا یک تا دو هفته از آغاز زرد شدن برگها سخت می‌شوند. البته درصد رطوبت شلتوک هم معیاری برای برداشت محسوب می‌شود. میزان رطوبت شلتوک باید بین 20 تا 35 درصد باشد. در برخی کشورها از جمله ایران ، برداشت محصول را با استفاده از داس انجام می‌دهند. خوشه‌های بریده را دسته دسته می‌کنند و می‌گذارند تا خشک شود. پس از خشک شدن، برنج برای مراحل دیگر آماده است.

خواص برنج

بیرونی‌ترین لایه برنج پریکارپ نام دارد که بسیار سخت و شفاف است. پوست دانه زیر این بخش قرار گرفته که از لحاظ پروتئین و چربی غنی ، ولی از نظر نشاسته‌ای فقیر است. پس از پوست ، لایه آلورن هست که جزء آندوسپرم می‌باشد. بنابراین ضمن عمل پوست کنی ، بخش عمده‌ای از مواد مغذی برنج از دست می‌رود. اکثر مردم آسیا از برنج تغذیه می‌کنند. این ماده غذایی کامل نیست، چون میزان پروتئین و آن خیلی کم است. برنج گلوتن ندارد، پروتئین عمده آن اوریزنین (oryzenin ) می‌باشد.

ترکیب اصلی برنج ، نشاسته است که عمدتا در آندوسپرم قرار گرفته است. برنجهایی که آمیلو پکتین بیشتری دارند لعاب بیشتری داده و انبساط آنها موقع پخت کم است. برنج را پس از جوشاندن و دم کردن، همراه با گوشت ، ماهی و انواع سبزی میل می‌کنند. در تهیه نشاسته ، شیرینی هم از آن استفاده می‌شود. البته در کشورهایی که انحصارا از برنج به عنوان غلات خود استفاده می‌کنند، بیماریهای مختلف سوء تغذیه از جمله بری بری ، کاهش رشد افراد ، کاهش توان نیروی کار دیده می‌شود. برنج را باید همراه با سایر غلات مصرف نمود. چون مصرف آن به تنهایی تمام نیازهای غذایی بدن را بر آورده نمی‌سازد.

منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 10:22  توسط علیرضا قلیپور  | 

خروس گونه نر مرغ از پرندگان است. این پرنده از خود صدای قوقولی قوقو در می‌آورد .بهره هوشی این پرنده در مقایسه با گونه ماده اش بیشتر است.

خروس معمولاً بیشتر از یک جفت مرغ برای خود انتخاب می‌کند، و چون نمی‌تواند محافظت از تک تک لانه مرغها انجام بدهد، لذا عموماً منطقه‌ای را که مرغهایش در آنجا هستند مراقبت می‌کند و چنانچه خروس دیگری به محدوده او نزدیک شود به او حمله خواهد کرد. در طی روز خروس در جائی بلند تر از زمین (بین یکی دو متر) می‌نشیند و مراقبت از محدوده و مرغهایش را در مقابل خطر حمله دیگر جانوران و خروسهای دیگر انجام می‌دهد، و چنانچه احساس خطری بکند با درآوردن صداهایی از خود به مرغها اعلام خطر می‌کند. خروس دارای نژاد‌های متعدد ومتفاوتی است که در هر نژاد خصوصیات منحصر به فردی مشاهده می‌شود .نژادهای مرغ وخروس از لحاظ تقسیم بندی به پنج گروه زیر تقسیم می‌شوند:

نژادهای آمریکایی نژادهای انگلیسی نژادهای آسیایی نژادهای مدیترانه‌ای نژادهای متفرقه

وبا توجه به این که نژادهای خروس به تنهایی ذکر نمی‌شوند ، معمولاً نژادهای مرغ ماکیان به معنی نژاد مشترک مرغ وخروس مطرح می‌شود ، هرچند که در برخی از نژادها شکل ظاهری خروس با شکل ظاهری مرغ از همان نژاد تفاوت آشکاری دارد ، اما معمولاً در اغلب نژادهای ماکیان شباهت‌های زیادی بین مرغ وخروس در یک نژاد مخصوص دیده می‌شود .

نژادهای مرغ از لحاظ تقسیم بندی به پنج گروه زیر تقسیم می‌شوند:

  1. نژادهای آمریکایی
  2. نژادهای انگلیسی
  3. نژادهای آسیایی
  4. نژادهای مدیترانه‌ای
  5. نژادهای متفرقه

نژاد آمریکایی:

این نژادها بوسیله پرورش دهندگان آمریکایی بمنظور تهیه تخم وگوشت پرورش وتوسعه داده شده‌اند. نژاد‌ها وانواع مرغان این طبقه معمولاً دارای خصوصیات مشابهی هستند. برای مثال عموماً دارای پوست زردی می‌باشند، ساق پای شان پر ندارد، لاله گوش شان قرمز بوده وپوست تخم شان قهوه‌ای رنگ است. به استثنای نژاد لامونا Lamona که رنگ پوست تخمش سفید است. این نژادها از جفتگیری نژادهای کوچک مدیترانه‌ای و نژادهای بزرگ آسیایی که از آسیا ومدیترانه به آمریکا برده شده‌است بوجود آمده‌اند. این نژادها از نظر اندازه حد متوسط نژادهای مدیترانه‌ای وآسیایی می‌باشند. بلوغ جنسی در آن‌ها سریع تر از نژادهای سنگین است ولی به سرعت بلوغ جنسی در نژادهای مدیترانه‌ای نیست. حس مادری در آن‌ها زیاد است وپس از بلوغ بزودی چربی گرفته وچاق می‌شوند. نژادهای مهم این گروه عبارتند از  : پلیموت روک Plymouth Rocks ویندوت Wyandottes رد آیلند رد Rhode Island Reds نیوهمشایر New Hampshire دومینیک Dominique جاوا Java چنسلر Chantceler لامونا Lamana جرسی Jersey دلاویر Delaware

نژاد انگلیسی:

منشا تمامی این نژادها جزیره انگلیس وبرخی مستعمرات آن نظیر استرالیااست واغلب نژادهای خوب گوشتی دنیا در این دسته طبقه بندی می‌شوند. رنگ پوست تمام این نژادها بجر کورنیش، سفید ولاله گوش قرمز رنگ می‌باشد.بجر رد کاپ و دور کینگ پوست تخم مرغ بقیه قهوه‌ای می‌باشد. بمناسبت سفید بودن گوشت مطلوب بازار نیستند. از نظر تولید گوشت نژاد کورنیش بمناسبت پوست زرد وخواص دیگر مورد توجه فراوانی قرار گرفته‌است. اما این نژاد از نظر تخمگذاری بسیار ضعیف است ولی کیفیت وکمیت عالی گوشت این کاستی را جبران می‌کند، بخصوص رشد سینه در این نژاد بسیار خوب است. در این دسته شش نژاد مهم طبقه‌بندی شده‌اند که عبارتند از:

  1. سوسکس Sussex
  2. ارپینگتون Orpington
  3. کورنیش Cornish
  4. دور کینگ Dorking
  5. استرالوپ Australop
  6. رد کپ Red Cap
  7. رز کامب Rose Camb

 

نژاد آسیایی:

منشا این گروه از ماکیان، قاره آسیا بوده‌است و امروزه از نظر اقتصادی زیاد مهم به‌شمار نمی‌روند ولی این دسته از مرغ‌ها را می‌توان مبدا نژادهای دیگر دانست زیر خون این نژادها در نژادهای آمریکایی وانگلیسی دیده می‌شود. در قرن نوزدهم این نژادها از چین وهندوستان به انگلستان وسایر کشورها برده شد ودر آمریکا بخصوص مورد توجه زیادی قرار گرفت. آیمیخته گری بین این نژادها و نژاد مرغ‌های دسته مدیترانه‌ای سبب بوجود امدن تعدادی از نژادهای جدید شده‌است. از نظر تولید گوشت، خوب ولی سرعت رشد کم وبلوغ دیر دارند وبمناسبت سنگینی وزن اغلب قادر به پرواز نیستند. ساق پا معمولاً دارای پر می‌باشد واین یکی از مشخصه‌های بارز آنان است. رنگ تخم مرغ قهوه‌ای است. مهم ترین نژادهای این گروه عبارتند از:

  1. براهما Brahmas
  2. کوشین Cochins
  3. لانگشان Langshan

نژاد مدیترانه ی :

منشا این نژادها اطراف دریای مدیترانه می‌باشد. بطور کلی شش نژاد در این طبقه‌بندی قرار دارند. در تمام این نژادها، پاها بدون پر، لاله گوش سفید یا کرم رنگ، تاج نسبتاً بزرگ است و به‌جز نژاد مینورکا بقیه نژادها دارای بدن کوچک و ریز هستند. بلوغ در آن‌ها سریع، از نظر ظاهر بسیار فعال و زرنگ می‌باشند و دیر کرچ می‌شوند. تخم مرغ آن‌ها دارای پوسته سفید است. از نظر تولید تخم مرغ بهتر از نژادهای دیگر می‌باشند. برای تولید تخم مرغ به غذای کمتری نیاز دارند از این رو نگهداری آن‌ها برای تولید تخم مرغ بصرفه می‌باشد. از نظر تولید گوشت ضعیف می‌باشند. همانطور که گفته شد در این گروه شش نژاد وجود دارند که برخی از آن‌ها جزو بهترین نژادهای تخمی دنیا بشمار می‌روند.

  1. لکهورن Leghorn
  2. مینورکا Minorca
  3. آنکونا Ancona
  4. آندلسی آبی Blue Andalusian
  5. سیاه اسپانیایی صورت سفید White faced Black Spanish
  6. باترکاپ Butter cup

نژاد متفرقه:

علاوه بر نژادهای فوق تعداد زیادی نژادهای دیگر در دنیا وجود دارد که به اهمیت نژادهای مذکور نیست از این رو بخوبی مورد مطالعه قرار نگرفته واستاندارد نشده‌است. این نژادها بطور خلاصه عبارتند از:

  1. نژاد لهستانی Polish class
  2. نژاد هلندی Holland class
  3. بادو Badu
  4. جنگجوی هلندی Dutch Bantams
  5. جنگجوی قدیمی هلندی Old Dutch Bantams
  6. ...

منابع :1 -  اطلس رنگی نژادهای ماکیان - تألیف دکتر احسان مقدس، انتشرات دانش نگار وکتاب محمدی، تهران ۱۳۸۶

2- سایت ویکی پدیا

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:4  توسط علیرضا قلیپور  | 
 

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.

در کشورهای ایران و افغانستان که گاهشمار هجری خورشیدی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، گاهشمار میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود

تاریخچه

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد وکهن ‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله  به بابل بازمی‌گردد.همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.

دوستان امیدوارم هر روزتان نوروز باشد . پیشاپیش عید نوروز را به همه دوستان تبریک می گویم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید /

 

بر گرفته از     http://fa.wikipedia.org


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 15:42  توسط علیرضا قلیپور  | 

بید سیب زمینی Potato tuber moth

Phthorimaea operculella

Lep.: Gelechiidae

اهمیت اقتصادی:


بید سیب زمینی در مناطق حاره علاوه بر مزارع در انبارها نیز به سیب زمینی خسارت می زند. این آفت در مرحلة لاروی از گیاهان خانوادة بادمجانیان تغذیه می کند. میزبانهای زراعی این آفت به ترتیب اهمیت تنباکو، بادمجان، سیب و گوجه فرنگی می باشد. گیاهان هرز میزبان آفت در ایران محدود به تاج ریزی Solanum nigrum و داتوره Datura stramonium می باشد. این آفت یک آفت قرنطینة داخلی است و در فارس، خوزستان، اصفهان، کرمان، کرج انتشار دارد.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت لارو در داخل غده های سیب زمینی می گذراند و در اوایل بهار تبدیل به شفیره و حشره کامل خارج، جفت گیری و تخم ریزی می نماید. تخم ریزی پراکنده و انفرادی است و در اندامهای هوایی گیاه میزبان صورت می گیرد. در بوته سیب زمینی، تخم ریزی پروانه با گیاهان زراعی میزبان دیگر تفاوت دارد. بدین معنی که در ابتدای رویش گیاه تا ظهور گل بوته سیب زمینی، تخم ریزی در اندامهای هوایی گیاه و پس از تشکیل غده ها در خاک، در کنار چشمک روی غده دیده می شود. در اندامهای هوائی گیاه، لارو پس از خروج از تخم در پشت برگ، کنارة رگبرگ را سوراخ می کند و به داخل صفحه برگ می رود و در فاصلة بین دو پوستة غشاء روئی و غشاء زیرین برگ مواد سبزینه برگ را می خورد و برگهای آفت زده، لکه های سفیدی شبیه به تاول دارد.

در غده سیب زمینی صدمات لارو در مقایسه با برگ تفاوت دارد. در غده، لارو زیر پوست رفته دالان مستقیم یا پیچ و خم دار می سازد و به تدریج که لارو به سنین بالاتر می رود داخل دالان را با فضولات و مواد جویده شده پر می نماید. دالان پر شده از فضولات رنگ قهوه ای شبیه چوب پنبه دارد. لاروهای درشت به داخل غده هم می روند و از محتویات داخل غده تغذیه می کنند.

5 سن لاروی دارد. در سن پنجم لاروی اندازه و قطر بدن لارو به سرعت بزرگ می شود و در خاتمة دورة لاروی از غده خارج می شود. این لارو کامل بوده و در سطح خاک یا در اندامهای هوائی گیاه میزبان پیله ابریشمی تنیده و در داخل آن به شفیره و سپس پروانه می شود. در موقع تنیدن پیله، لارو کامل روی پیله را با مخلوطی از فضولات و مواد زاید و یا خاک آغشته کرده و می پوشاند. در برخی موارد لارو پس از رشد کامل همراه با غده به انبار منتقل می شود و روی کیسه یا قفسه های داخل انبار به شفیره تبدیل می گردد. با توجه به مطالب گفته شده بید سیب زمینی خسارت خود را از مزرعه شروع کرده و به انبار ختم می گردد. این حشره در سال 6 نسل دارد که فاصله نسلها در تابستان یک ماه، در زمستان 4 ماه و در بهار و پائیز 2 ماه می باشد. در مناطق حاره این حشره بین 13-12 نسل دارد. خسارت این آفت روی برگهای توتون و گوجه فرنگی تا 70% گزارش شده است. در استان فارس خسارت اندامهای هوایی سیب زمینی برخی اوقات به 90% می رسد.

کنترل:

الف- مزرعه:

1-در منطقه فارس اگر کشت سیب زمینی در اواسط اسفند ماه شروع و برداشت در اواخر خرداد ماه خاتمه یابد خسارت آفت ضعیف و آلودگی غده ها کم می باشد.

2-پنج تا شش هفته بعد از کشت پای بوته های سیب زمینی خاک داده شود که حشره کامل قادر به تخمریزی روی غده ها نشود. در ضمن پس از آبیاری سله شکنی انجام می گیرد. چون در هنگام آبیاری به خصوص نوبت اول سطح پشته ها فرسایش نموده و در زیر ترک خوردگی ایجاد شده که دسترسی پروانه ها به غده ها داخل خاک سهل و آسان می گردد.

3-از بین بردن بقایای گیاهی.

4- کشت ارقام زودرس

5- شخم عمیق پس از برداشت

ب- انبار:

1- شیوة انبارداری صحیح.

2- پائین نگه داشتن درجه حرارت بین 4 تا 6 درجه سانتی گراد.

3- عدم انتقال غده های آلوده به انبار.

4- استفاده از تله های فرمونی و نوری در انبار برای شکار پروانه ها

بر گرفته از:
http://royan4.blogsky.com/?PostID=642
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 10:27  توسط علیرضا قلیپور  | 
Xanthomonas jaglandis
X.campestris pv. juglandis
این بیماری به تمام قسمت های هوایی از جمله سنبله های نر ، میوه ، سرشاخه ، برگ و جوانه حمله می کند.
آلودگی سنبله ها بلافاصله پس از خروج آنها صورت می گیرد.
علائم بیماری را با طویل شدن آنها می توانیم ببینیم ، گلها در هر قسمت از سنبله ممکن است سیاه و پژمرده شوند.
از هر موقع که میوه تشکیل می شود تا برداشت ، آلودگی انجام می شود.علائم بصورت ایجاد نقاط سیاه رنگ بخصوص در ناحیه گلگاه دیده می شود گاهی اینها به هم متصل شده و لکه بزرگ سیاه رنگ و کمی فرورفته را ایجاد می کنند.
اگربه اینها فشار وارد کنید ترشحات باکتری از آنها خارج می شود.
گاهی وقت ها این لکه ها به داخل میوه نفوذ می کنند و مغز گردو را سیاه می کنند.
آلودگی سرشاخه ها:
زخم های سیاه رنگ در اینها هم تشکیل می شود که باعث خشک شده سر شاخه ها می شود.
آلودگی برگ:
لکه هایی به رنگ قهوه ای تیره با حاشیه سبز مایل به زرد اغلب روی برگها تشکیل می شود ، اندازه این لکه ها چند میلی متر می باشد و گاهی به هم متصل می شوند و لکه های بزرگتری را تشکیل می دهند.
زمستان گذرانی:
زمستان گذرانی این بیماری در زخم های روی شاخه ها ، درون جوانه های آلوده ، درون میوه های آلوده که روی درخت باقی می مانند و همچنین در آلودگی سنبلههای در حال خواب.(جوانه ها و سنبله های در حال خواب مهمترین وسیله زمستان گذرانی باکتری هست).
مبارزه:
استفاده از باکتری کش برای این بیماری زیاد موفق آمیز نبوده و باید راههای دیگری در پیش گرفته شود.

بر گرفته ازhttp://forum.pacyrus.com/showthread.php?t=19


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 11:3  توسط علیرضا قلیپور  | 


کلیات گیاه شناسی

دید کلی

بطور کلی انواع مختلف پسته را از حیث شکل ظاهری به دو دسته می‌توان تقسیم کرد. یکی بادامی و دیگری فندقی. در شکل بادامی طول پسته از عرض یا قطر آن خیلی زیادتر است به قسمی که شکل کشیده بادامی به پسته می‌دهد در صورتی که در شکل فندقی تفاوت بین طول و قطر پسته خیلی کم است. علاوه بر این در شکل بادامی فاصله دو لب داخلی پوست پسته خندان کمتر از همین فاصله در شکل فندقی است. در پسته بادامی گاهی اتفاق می‌افتد که نوک باریک پسته کمی به شکل نوک خنجر خمیده است این شکل پسته را خنجری می‌نامند

موطن اصلی و قدمت درخت پسته

درخت پسته معمولی و یا پسته ایرانی پیستاکیا ورا (Pistacia vera) به شکل جنگلهای انبوه در شمال شرقی ایران دیده می‌شود لذا می‌توان گفت که اصل این جور پسته از ایران است. درخت پسته از ایران به سایر نقاط مخصوصا به سواحل دریای مدیترانه (جنوب اروپا و شمال آفریقا) رفته است

مشخصات گیاه شناسی درخت پسته

درخت پسته گیاهی است دو پایه یعنی گلهای نر و ماده جدا از یکدیگر و روی درخت مجزا قرار گرفته است. گل آذین درخت پسته بطور کلی خوشه‌ای است و در خوشه نر که گلها به یکدیگر فشرده و متراکم هستند. تعداد زیادتری گل مشاهده می‌شود تا در خوشه ماده که فاصله از گلها یکدیگر زیاد است و به همین علت این نوع گلها خوشه افشان و شلی تشکیل می‌دهند.

گلهای ماده دارای یک تخمدان و یک تخمچه هستند ولی کلاله منشعب و دارای سه شاخه است. برگ درخت پسته از 5 تا 7 برگچه تشکیل شده است. ریشه درخت محوری و عمودی است و تا عمق بیشتر از دو متر در داخل خاک فرو می‌رود. تلقیح گلهای ماده بوسیله باد انجام می‌گیرد.

آب و هوای مطلوب پسته

درخت پسته به سرمای شدید زمستان و گرمای زیاد تابستان هر دو مقاوم است. درخت پسته با هوا و زمین مرطوب سازگاری ندارد. رطوبت زیاد در زمین باعث تولید بیماری صمغ و پوسیدگی یقه درخت می‌شود که به تدریج درخت را ضعیف و بالاخره خشک می‌کند. درخت پسته به کم آبی و خشکی مقاومت زیاد نشان می‌دهد بطوری که درختان کهن را می‌توان بدون آبیاری بر مدت خیلی طولانی (شادی چند ده سال) زنده نگاه داشت.

آفات پسته در ایران

· زنجرک پسته ایدیو سروس ستالی (آفت شیره)

· پسیل پسته که به شیره خشک معروف است.

· شپشک واوی پسته

· لارو برگ خوار پسته

· کرم ریشه پسته

· سرشانه خوار پسته

· زنبورهای مغز خوار پسته

خواص داروئی

· مغز پسته به علت داشتن آهن خون ساز است و آنهایی که مبتلا به کم خونی هستند باید حتما روزانه مقداری پسته بخورند.

· خوردن پسته نیروی جنسی را تقویت می‌کند.

· مغز و ذهن را تقویت می‌کند.

· برای آرامش قلب و آرام کردن اعصاب مفید است.

· برای باز کردن مجاری کبد مصرف پسته توصیه می‌شود.

· پسته معده را تقویت می‌کند.

· برای تسکین سرفه مفید است.

· اسهال معمولی و اسهال خونی را درمان می‌کند.

· جوشانده پوست درخت پسته برای برطرف کردن خارش اعضای تناسلی زنان مفید است.

· جوشانده پوست و برگ درخت پسته برای رفع درد و خارش مقعد مفید است.

مضرات

مغز پسته چربی زیادی دارد و بنابراین برای معده مناسب نیست و کسانی که معده ضعیف دارند باید آنرا با زرد آلو بخورند. ضمنا مغز پسته گرم و خشک است خوردن زیاد آن باعث گرمی بدن و کهیر و دانه‌های قرمز رنگ در پوست می‌شود. برای رفع گرمی و خشکی باید سرکه ، انار ترش و یا برگه زردآلوی ترش مصرف نمود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 8:35  توسط علیرضا قلیپور  | 
 

گوجه فرنگی از جمله صیفی جاتی است که به دلایل فراوان کشت آن قابل صرفه است. زیرا این محصول در غذاهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرد و آنجا که به صورت اصلی وجود ندارد به صورت رب گوجه باعث خوشمزگی غذا می شود.به همین دلیل است که در کشت گوجه فرنگی واریته هایی در نظر گرفته شده است که دقیقا با شرایط مصرف گوجه فرنگی مطابق است. گوجه فرنگی ریز در اندازه های ۵ تا ۲۰ گرمی و همین طور گوجه فرنگی هایی با اوزان تا ۲۵۰ گرم تولید شده است که به خاطر استفاده از تکنیک های جدید علاوه بر مقاومت بالا در برابر بسیاری از ویروس ها و بیماری ها استعداد دوام و تازگی را تا مدت طولانی دارا می باشد. 
شایان ذکر است که علاوه بر تنوع شکل و اندازه رنگ های زرد و نارنجی به کمک گوجه فرنگی های قرمز آمده است.

 کشت گوجه فرنگی در گلخانه
انواع کشت گوجه فرنگی: حال که تصمیم گرفته اید در گلخانه خود بذر گوجه فرنگی را کشت کنید قبل از هر چیز باید بدانید چه نوع بذری را انتخاب و تهیه نمائید. بذر گوجه فرنگی را بر اساس نحوه مصرف آن می توان تقسیم بندی نمود زیرا این میوه را به صورت تازه خوری, رب, سس یا کنسرو می توان مصرف نمود. به همین منظور اولین تقسیم بندی بر اساس تازه خوری و صنعتی می باشد. در حال حاضر در ایران برای کشت گوجه فرنگی در گلخانه تنها از ارقام تازه خوری استفاده می شود. دومین تقسیم بندی بر اساس همرسی استوار است . که به سه دسته همرس - غیر همرس و بینابین تقسیم می شود . معمولا در گلخانه های ایران از واریته های غیر همرس در برداشت های طولانی مدت و از واریته بینابین در مناطقی که مدت برداشت کوتاه تر است استفاده می شود. سومین تقسیم بندی بر اساس وزن میوه است . امروزه برای مصرف تازه خوری گوجه فرنگی از گوجه چری با وزن ۵ تا ۲۰ گرم تا گوجه هایی به وزن ۲۵۰ گرم استفاده می شود. نا گفته نماند که هر چه وزن گوجه فرنگی سنگین تر باشد مدت بیشتری برای رسیدن به باردهی نیاز دارد . مثلا گوجه چری که حدود ۵ تا ۲۰ گرم است پس از نشاء حدود ۶۰ روز برای برداشت محصول نیاز دارد. به تازگی در بازار تولید واریته های دیگری پا نهاده است که کلاستر نام دارد .اصولا چیدن میوه به صورت خوشه ای با اصطلاح کلاستر خوانده می شود . با پیشرفت تکنولوژی در تولید بذر واریته هایی به بازار معرفی شده است که در برابر نماتد یا ویروسهایی که در منطقه ای فعال هستند مقاومت داشته و می توان با توجه به مشکلات موجود ارقام مورد نظر را انتخاب نمود.
طول دوره جوانه زنی: طول دوره جوانه زنی تا ظهور برگ های لپه ای در سطح خاک معمولا ۶ روز است واز ۴ تا ۶ هفته نشاء آماده انتقال به زمین اصلی است . برای اینکه بذر گوجه فرنگی بتواند به خوبی جوانه زده و رشد نماید تا زمان رشد مطلوب بوته بهتر است آن را در محل خزانه نگهداری نمود که هم در استفاده از امکانات گلخانه بتوان صرفه جویی کرد و هم گیاه بتواند در ابتدا رشد خوبی داشته باشد. به همین منظور قسمتی از گلخانه را برای گلدان های نشاء در نظر گرفته و یا محلی را برای خزانه انتخاب می کنیم انتخاب گلدان مناسب که حجم ریشه درون آن به خوبی فعالیت کند حائز اهمیت است . دما رطوبت نور فاصله بوته ها نقش مهمی در رشد یک گیاه سالم در خزانه را دارد . برای مثال سطحی برابر ۱۰×۱۰ سانتی متر برای هر بوته باید در نظر گرفت . ضمنا باید از محلهایی استفاده کرد که کاملا ضد عفونی شده و آفات و بیماری ها در محل نشاء موجود نباشد.

دمای مناسب: بهترین دما برای جوانه زنی ۳۰ درجه سانتی گراد می باشد و بعد از جوانه زنی دما را تا ۲۴ درجه در مواقع روز و ۱۸ درجه در هنگام شب تقلیل می دهیم.با توجه به اینکه بیشترین فعالیت ریشه ها در عمق ۳۰ سانتی متری خاک می باشد قبل از انتقال نشاء های گوجه فرنگی به زمین اصلی باید بسترهای مناسب که تا عمق ۸۰ سانتی متری قابلیت نفوذ ریشه را داشته باشد محیا نمود در این صورت باید علف های هرز را پیش از انتقال نشاء حذف و پاکسازی نمود و بخصوص از دو گیاه سس و گل جالیز نباید غافل گردید که این دو مشکلات فراوانی را برای گیاه ایجاد می نمایند .بهتر است با رویت سس یا گل جالیز آنها را از کنار بوته جدا کرده و پاکسازی نمود آنگاه مواد آلی و کودهای شیمیایی را در اندازه مناسب و با راهنمایی آزمایشگاه های خاک شناسی تدارک دیده و استفاده نمود .  بهترین ph برای گوجه فرنگی 5/8 تا 5/5 می باشد و تراکم  کشت را 2 تا 5/2 بمته در متر مربع می توان انتخاب نمود.
 علاوه بر مسائلی که در مورد تراکم کشت خیار عنوان شد نحوه پایین کشی بوته گوجه فرنگی دلیل دیگری است برای انتخاب تراکم بوته. شکل بستر را می توان به صورت ذوزنقه که در بالا ۴۰ سانتی متر و در پایین ۷۰ سانتی متر در نظر گرفته و به فاصله حدود ۵۰ تا ۶۰ سانتی تر از یکدیگر روی بستر حفره هایی به اندازه گلدان های نشاء در ۲ طرف به صورت زیکزاک و یا در یک خط ایجاد نمود. سپس نشاء گوجه فرنگی را در حفره ها قرار داده و با اضافه کردن خاک یا پیت موس به اطراف آن بوته را در محل انتخاب مستقر کرده و سپس آبیاری نمود تا نفوذ آب جایگزین هوای اضافی اطراف ریشه گردد.
هرس :همه می دانیم که هرس به منظور ایجاد تعادل بین رشد بوته شاخ وبرگ و مقدار ریشه و میوه است به همین منظور بوته گوجه فرنگی را تا زمانی که به ۳۰ سانتی متری نرسیده است هرس نمی کنیم و اجازه می دهیم رشد خود را انجام دهد زمانی که ارتفاع بوته به ۳۰ سانتی متری رسید اولین هرس را انجام می دهیم. این هرس شامل حذف گل ها و شاخه های فرعی است پس از انجام این مرحله هرس در تمام طول رشد بوته تمام شاخه های فرعی را حذف می کنیم و در کشت های کوتاه مدت بعد از رسیدن بوته به ارتفاع ۳۰ سانتی متری بوته را به صورت دو شاخه به نخ های مهار می بندیم, با انجام این کار دیگر نیازی به پایین کشی بوته نیست .بر اساس تجارب کیفیت و میزان محصول بوته ای که پایین کشیده شده است بهتر و بیشتر است بدیهی است پس از رسیدن این دو شاخه به ارتفاع مفید گلخانه جوانه انتهایی آن را حذف می کنیم تا گل های موجود در بوته به میوه تبدیل شود. پس از برداشت محصول این بوته ها از گلخانه حذف شده و زمین برای کشت بعدی آماده می شود . البته کشاورزان با تجربه جهت همسان کردن اندازه میوه ها بر اساس بضاعت گیاه و نوع واریته گلها و یا میوه های اضافی بر روی خوشه را هرس می کنند و به تعداد مشخصی از گلها اجازه می دهند تا به میوه برسند . گوجه فرنگی گیاهی است اتوگارد که معمولا قبل از باز شدن گل تلقیح گل صورت گرفته است. به همین دلیل به ندرت می توان در شرایط خاص تلقیح خارجی را در آن مشاهده نمود.
تلقیح : در فضای گلخانه هیچ گونه عامل محرکی مانند باد و یا حشرات برای تلقیح وجود ندارد برای رفع این مشکل می توان به چند طریق عمل کرد. اول استفاده از زنبورهای مخصوص که عمر آنها فقط یک فصل استو به طور غیر مستقیم باعث شک به گیاه شده و عمل لقاح را باعث می گردد. دوم استفاده از ویبراتورهای برقی است که در هر دو یا سه روز یکبار با لرزش خوشه ها عمل لقاح را صورت می دهد. راه سوم این است که می توان در کشت زمستانه از هرمن تلقیح کننده استفاده نمود. و بالاخره راه چهارم این است که با ایجاد شک در سیمهای مهار و یا ضربه مستقیم بر روی گلها باعث گرده افشانی یا در نهایت عمل تلقیح گردیم. نکته حائز اهمیت در عمل تلقیح گلهای بوته گوجه فرنگی دمای موجود در گلخانه می باشد که باید بین ۲۰ تا ۲۵ درجه بوده و رطوبت آن نیز کم باشد.
زمان تلقیح : بهترین زمان برای این کار بین ساعات ۱۱ تا ۲ بعد از ظهر می باشد که فضای گلخانه از رطوبت کمتر و دمای بیشتری برخوردار است به همین خاطر امکان تلقیح در دمای ۲۸ تا ۳۰ درجه کاهش می یابد و در دمای ۱۳ تا ۱۵ درجه امکان تلقیح وجود ندارد و عدم تلقیح گل ریزش گل را در پی خواهد داشت. به هر حال پس از تلقیح گل میوه بین ۱۸ تا ۳۵ روز زمان لازم دارد تا قابل برداشت باشد٫ و حالا بوته گوجه فرنگی به زمان ثمر دهی خود رسیده و در این مرحله باید به گونه ای برخورد نمود که حداکثر برداشت را کسب کرد. زمانی که برگ های نزدیک به هر خوشه میوه چیده می شود میوه امکان بهتری برای رنگ گیری پیدا می کند. نکته قابل ذکر دیگر اینکه بدیهی است 50 درصد خوشه میوه رنگ بگیرد و 50 درصد دیگر از حالت سبز بودن تغییر رنگ داده و کم کم قرمز می شوند . بنابراین در صورتی که نیمی از خوشه واریته کلاستر به رنگ نهایی در آمده باشد می توان ان را چید و به بازار عرضه نمود. چنانچه مسافت مزرعه تا بازار کم باشد و نیمه سبز خوشه فرصت رنگ پذیری نداشته باشد می توان از محلی که دمای آن گرمای مناسبی جهت تغییر رنگ گوجه دارد استفاده نمود. در صورتی که واریته ها به صورت کلاستر و یا همرس نباشد بهتر است گوجه های رسیده را در زمان خاص خود برداشت کرد. مسلما اندازه گوجه فرنگی هر چقدر درشت تر باشد زمان تبدیل گل به میوه و رسیدن آن هم طولانی تر خواهد بود. امروزه بسیاری از کشاورزان به خاطر تقاضای مناسب مصرف کننده تمایل زیادی به کشت گوجه های چری دارند و این به دلیل میزان باردهی فراوان رنگ های قرمز صورتی و زرد و شکل های مختلف آن است که باعث قیمت بالای این واریته شده است. زمانی که بوته ها به سقف مفید گلخانه می رسند لازم است برگ های پائین را هرس نمود و اگر نخ ها به صورت قرقره ای به سیم آویزان است می توان با بازکردن ۳۰ تا ۵۰ سانتی متر از نخ قرقره در یک جهت نخ ها را روی سیم حرکت داده که این عمل باعث می شود ساقه از پائین روی بستر و یا شاسی های مخصوص قرار گیرد و انتهای بوته در فاصله ۳۰ تا ۵۰ سانتی متری سقف مفید گلخانه برسد. این روش به کشت دراز مدت مربوط می شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 15:9  توسط علیرضا قلیپور  | 

نقش فن آوري اطلاعات بر توسعه كشاورزي

پيچيدگي‌ تحولات‌ و متغيرهاي‌ انساني‌ و غيرمنتظره‌ بودن‌ عوامل‌ محيطي‌ واقتصاد جهاني‌ تاثيرگذار بر فعاليت‌هاي‌ كشاورزي‌ از يكسو، و اهميت‌ راهبردي‌ امنيت‌ غذايي‌و مقابله‌ با فقر از سوي‌ ديگر«توسعه‌ كشاورزي‌» را با چالش‌هاي‌ عميق‌ و گسترده‌اي‌ روبه‌روكرده‌ است‌. روند فزاينده‌ جهاني‌شدن‌ تجارت‌ محصولات‌ كشاورزي‌ و رقابت‌ گسترده‌ در اين‌زمينه‌ كه‌ چارچوب‌ معادلات‌ بازار را دگرگون‌ ساخته‌ است‌، تمامي‌ اجزاي‌ «صنعت‌ كشاورزي‌» را دستخوش‌ تحولات‌ اساسي‌ و ساختاري‌ خواهد كرد. تاثير عوامل‌ زيست‌محيطي‌ و تغييرات‌آب‌ و هوايي‌ نيز كه‌ تحولات‌ اساسي‌ را در كشاورزي‌ ايجاد كرده‌اند، در آينده‌ نزديك‌ به‌ طورحتمي‌ بيش‌ترين‌ تأثير مخرب‌ خود را بر فعاليت‌هاي‌ كشاورزي‌ خواهد گذاشت‌. با عنايت‌ به‌دو مؤلفه‌ فوق‌الذكر، در دهه‌ آينده‌ سياست‌گذاران‌ و پژوهشگران‌ عرصه‌ كشاورزي‌، به‌ رغم‌عدم‌ آمادگي‌، با چالش‌هاي‌ فزاينده‌ و غيرقابل‌ پيش‌بيني‌ روبه‌رو خواهند بود.
افزايش‌ توان‌ و آمادگي‌ سياست‌گذاران‌، پژوهشگران‌ و دست‌اندركاران‌ بخش‌ كشاورزي ‌براي‌ درك‌ پيچيدگي‌هاي‌ فزاينده‌ و ارائه‌ راه‌حل‌هاي‌ راهبردي‌ نيازمند شناختي‌ «عالمانه‌» و«به‌هنگام‌» از رويدادهاي‌ جهاني‌ و ديدگاه‌هاي‌ نظري‌ ديگر صاحب‌نظران‌ است‌. هم‌چنان‌كه‌سرعت‌ چشم‌گير روند جهاني‌شدن‌، در عرصه‌ بازار يك‌ چالش‌ جدي‌ براي‌ بهره‌برداران‌ بخش ‌كشاورزي‌ است‌. جهاني‌شدن‌ در عرصه‌ اطلاعات‌ و اطلاع‌رساني‌ نيز يك‌ فرصت‌ طلايي‌ براي‌پژوهشگران‌ وسياست‌گذاران‌ به‌منظور كسب‌ آمادگي‌ وپاسخ‌گويي‌ به‌ چالش‌هاي‌ فوق‌الذكرفراهم‌ نموده‌است‌.
اطلاعات‌ در عرصه‌ كشاورزي‌ و توسعه‌ روستايي‌ نه‌ تنها به‌ عنوان‌ يكي‌ از اصلي‌ترين‌نهاده‌ها و سرمايه‌ها تلقي‌ مي‌گردد، بلكه‌ كاراترين‌ «عامل‌ ارتقاي‌ بازده» و اثربخشي‌ ديگر منابع‌توليد و توسعه‌ به‌ شمار مي‌آيد. فن‌آوري‌ اطلاعات‌ به‌ عنوان‌ بسترساز اطلاع‌رساني‌ شايد بزرگ‌ترين‌ فرصت‌ براي‌ پژوهشگران‌ و سياست‌گذاران‌ بخش‌ كشاورزي‌ محسوب‌ شود.بهره‌برداري‌ از اين‌ «فرصت‌» كه‌ نيازمند ابزار، دانش‌ و مهارت‌ است‌، در شرايط كنوني‌ كشور ما يكي‌ از اساسي‌ترين‌ ضرورت‌هاست‌.
هدف‌ اصلي‌ از اين‌ مقاله‌ بررسي‌ و ارزيابي‌ توانايي‌ها و آمادگي‌هاي‌ ايران‌ در حركت‌ به‌سوي‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ در بخش‌ كشاورزي‌ و توسعه‌ روستايي‌ است‌. اين‌ مقاله‌ طرح‌ استقرارشبكه‌ نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌ موسوم‌ به‌ پنداك‌پ را تشريح‌ مي‌كند كه‌ بمنظوربهره‌گيري‌ از فن‌آوري‌ اطلاعات‌ (سخت‌افزاري‌ و نرم‌افزاري‌) در فرآيند توسعه‌ كشاورزي‌ وروستايي‌ از سوي‌ نويسنده‌ ارائه‌ گرديده‌ و در حال‌ اجراست‌. محورهايي‌ كه‌ در اين‌ مقاله‌ دنبال‌خواهند شد به‌ اين‌ شرح‌ هستند:
-
اهميت‌ فن‌آوري‌ اطلاعات) (Information Thechnology در تحول‌ نظام‌ دانش‌ كشاورزي‌ Agricultural Knowledge and Information System – AKIS))
-
نقش‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌ در تسريع‌ فرآيند توسعه‌ كشاورزي‌ شامل‌:
الف‌. نقش‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌ در افزايش‌ بازده‌ زيستي‌ توليد;
ب‌. نقش‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌ در افزايش‌ بازده‌ اقتصادي‌ توليد.
-
ملاحظه‌ها و محدوديت‌هاي‌ كاربرد فن‌آوري‌ اطلاعات‌ در توسعه‌ كشاورزي‌ وروستايي‌
-
ارائه‌ چارچوب‌ و فرايند اجرايي‌ طرح‌ استقرار شبكه‌ نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌(نداك‌) بمنظور بهره‌گيري‌ از فن‌آوري‌ اطلاعات‌.
واژه‌هاي‌ كليدي‌: 1. فن‌آوري‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌; و 2. نظام‌ دانش‌ واطلاعات‌ كشاورزي‌

مقدمه
فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطات‌ و اطلاعات‌ (information communication technologies)از جديدترين‌ دستاوردهاي‌ علمي‌ بشري‌اند كه‌ به‌نظر مي‌رسد توانايي‌ها و قابليت‌هاي‌ بسياري‌ را به‌ جامعه‌ انساني‌ عرضه‌ نموده‌اند و انتظارمي‌رود بتوانند در رفع‌ مشكلات‌ موجود جامعه‌ بشري‌ مفيد و موثر باشند. بسياري‌ در سراسرجهان‌ بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ تسريع‌ و تعديل‌ در فرآيند تبادل‌ دانش‌ و اطلاعات‌ از طريق‌فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ نقش‌ بسيار كليدي‌ در دستيابي‌ به‌ توسعه‌ منابع‌ انساني‌ و توسعه‌ پايدار ايفا خواهند نمود و جامعه‌ مبتني‌ بر دانش‌ و اطلاعات‌، به‌ عنوان‌ الگوي‌ توسعه ‌پايدار شناخته‌ مي‌شود.( P.V. Unnikrishnan& E.M. Sreedharan, 2001, Information CommunicationTechnologies)
در آستانه‌ هزاره‌ سوم‌، هنوز توسعه‌ پايدار، امنيت‌ غذايي‌ و مسائل‌ وابسته‌ به‌ آن‌ مهم‌ترين‌چالش‌هاي‌ جهاني‌ محسوب‌ مي‌شوند كه‌ پاسخي‌ اميدواركننده‌ به‌ آن‌ها داده‌ نشده‌ است‌ ونوآوري‌هاي‌ فن‌شناختي‌ در عرصه‌ اطلاعات‌ مي‌بايست‌ به‌كار گرفته‌ شوند تا بتوانند در اين‌عرصه‌ها نيز اثربخشي‌ و كارايي‌ مطلوب‌ داشته‌ باشند.
در اين‌ مقاله‌ ضمن‌ بررسي‌ مختصر مهم‌ترين‌ چالش‌ها و مسائل‌ جهاني‌ و ملي‌ توسعه‌كشاورزي‌ و روستايي‌، سعي‌ شده‌ است‌ تا جايگاه‌ مديريت‌ دانش‌ و اطلاعات‌ به‌عنوان‌ يك‌فرصت‌ در مواجهه‌ با اين‌ مسائل‌ تبيين‌ شود. هم‌چنين‌ قابليت‌هايي‌ كه‌ فن‌آوري‌هاي‌ اطلاعاتي‌ وارتباطي‌ مي‌توانند به‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ كشاورزي‌ و روستايي‌ ببخشند و راه‌حل‌هاي‌ موجودبراي‌ افزايش‌ كارايي‌ بخش‌ كشاورزي‌ و نحوه‌ كاربرد اين‌ فن‌آوري‌ها نيز مورد بحث‌ قرارگرفته‌اند. در اين‌ زمينه‌، ضمن‌ ارائه‌ برخي‌ تجربه‌هاي‌ عملي‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ در موردكاربرد فن‌آوري‌هاي‌ اطلاعاتي‌ و ارتباطي‌، چهارچوب‌هاي‌ مفهومي‌ و ساختاري‌ طرح‌ شبكه‌نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌ (نداك‌) كه‌ جهت‌ اجرا در قالب‌ طرح‌ تكفا توسط نگارنده‌ درسطح‌ وزارت‌ جهاد كشاورزي‌ ارائه‌ شده‌ و در مراحل‌ مقدماتي‌ اجراست‌، نيز آورده‌ شده‌است‌.
در پايان‌ نيز برخي‌ ملاحظه‌ها و ضرورت‌هاي‌ قابل‌ توجه‌ در زمينه‌ كاربري‌ فن‌آوري‌هاي‌اطلاعاتي‌ در توسعه‌ كشاورزي‌ و روستايي‌ مطرح‌ گرديده‌اند.


چالش‌هاي‌ بخش‌ كشاورزي‌ در آستانه‌ هزاره‌ سوم‌
توسعه‌ كشاورزي‌ از مهم‌ترين‌ اولويت‌ها در برنامه‌هاي‌ توسعه‌ ملي‌ كشورهاي‌ در حال ‌توسعه‌ محسوب‌ مي‌شود. علي رغم‌ چندين‌ دهه‌ فعاليت‌هاي‌ گوناگون‌ در اين‌ زمينه‌، اختلاف‌ بين‌كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ و توسعه‌نيافته‌ به‌ جز موارد معدود، بيش‌تر شده‌ است‌. از سوي‌ ديگر،حتي‌ در درون‌ كشورهاي‌ توسعه‌يافته‌ نيز ناهمگني‌ در زمينه‌ رفاه‌ و درآمد و ابعاد گوناگون‌پيشرفت‌ وجود دارد و حاشيه‌نشيني‌ يك‌ معضل‌ اساسي‌ محسوب‌ مي‌شود. اعمال‌ سياست‌هاي‌مبتني‌ بر رشد اقتصادي‌، نوسازي‌ صنعتي‌، انتقال‌ فن‌آوري‌، تاكيد بر افزايش‌ توليد و صادرات‌منجر به‌ پيامدهاي‌ منفي‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و زيست‌ محيطي‌ و به‌طوركلي‌ ناپايداري‌ بخش‌كشاورزي‌ در بسياري‌ از كشورها گرديده‌اند. رشد فزاينده‌ واردات‌ موادغذايي‌ در اغلب‌ كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌ ابعادي‌ نگران‌كننده‌ پيدا كرده‌ است‌. با مطالعه‌ اين‌ شرايط عمده‌ترين ‌چالش‌هايي‌ را مطرح‌ مي‌سازيم‌ كه‌ بخش‌ كشاورزي‌ را در حال‌ حاضر و در آينده‌ تحت‌ تاثير قرار مي‌دهند:

1- جهاني‌شدن‌ اقتصاد و نظام‌هاي‌ توليد
جهاني‌شدن‌ و گستردگي‌ وابستگي‌هاي‌ اقتصادي‌ در سراسر جهان‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌تصميم‌گيري‌ فعاليت‌هاي‌ زراعي‌ نه‌ تنها در سطح‌ ملي‌، بلكه‌ حتي‌ در سطح‌ يك‌ مزرعه‌ نيز متاثراز تحولات‌ و تغييرات‌ اقتصاد جهاني‌ و روندهاي‌ آن‌ باشد. اين‌ مسئله‌ فشار زيادي‌ به‌ مجموعه‌بخش‌ كشاورزي‌ (اعم‌ از سياست‌گذاران‌، محققان‌، كاركنان‌ ترويج‌ و توسعه‌ و بهره‌برداران‌ )وارد مي‌كند و حجم‌ قابل‌ توجهي‌ از منابع‌ موجود را به‌ خود اختصاص‌ مي‌دهد. علاوه‌ براقتصاد، نظام‌هاي‌ توليد نيز به‌ مقدار زيادي‌ متاثر از پديده‌ جهاني‌شدن‌ هستند. الگوها، روش‌هاو استانداردهاي‌ كيفي‌ و كمي‌، همگي‌ در معيار وسيعي‌ مورد سنجش‌ قرار مي‌گيرند و تقاضا و كشش‌ بازار براساس‌ آن‌ها تعيين‌ مي‌شود و توليدكنندگان‌ نيز مي‌بايست‌ به‌ نحوي‌ در اين‌چهارچوب‌هاي‌ پويا فعاليت‌ نمايند. با توجه‌ به‌ روند متغير اين‌ الگوها، نظام‌هاي‌ توليدي‌كشاورزي‌ لزوما مي‌بايست‌ انعطاف‌پذيري‌ زيادي‌ جهت‌ تطبيق‌ و پذيرش‌ آن‌ها داشته‌ باشند. ازسوي‌ ديگر، پديده‌ جهاني‌شدن‌ فرصت‌هايي‌ را نيز در اختيار بخش‌ كشاورزي‌ قرار مي‌دهد كه‌دريافت‌ و استفاده‌ از آن‌ها جهت‌ پايداري‌ در رقابت‌هاي‌ حال‌ و آينده‌ ضروري‌اند.

2- فرسايش‌ منابع‌ پايه‌ و بحران‌هاي‌ زيست‌ محيطي‌
گذشته‌ از صدمه‌هاي‌ ناشي‌ از تخريب‌ محيط زيست‌ بر حيات‌ انساني‌، از ديگر پيامدهاي‌ناشي‌ از تخريب‌ منابع‌ طبيعي‌ در اثر بكارگيري‌ الگوهاي‌ نامناسب‌ توليدي‌، مي‌توان‌ به‌ناپايداري‌ نظام‌هاي‌ توليد و بهره‌برداري‌ كشاورزي‌ و از بين‌ رفتن‌ منابع‌ پايه‌ و در نتيجه‌ تحديدامكانات‌ توليدي‌ اشاره‌ نمود. در اين‌ شرايط، از طرفي‌ منابع‌ اوليه‌ و پايه‌ تحت‌ فشارند تا هدف‌حداكثر توليد محقق‌ گردند و از طرفي‌، دولت‌ها و دستگاه‌هاي‌ سياست‌گذار مصمم‌ هستند تانظام‌ بهره‌برداري‌ را به‌ سمت‌ توسعه‌ پايدار و توليد بهينه‌ سوق‌ دهند و اين‌ امر مستلزم ‌پيامدهايي‌ چون‌ كم‌شدن‌ مقطعي‌ درآمد، استفاده‌ از دانش‌ و فن‌آوري‌هاي‌ پيچيده‌تر و پيشرفته‌تر و افزايش‌ سطح‌ دانش‌ توليدكنندگان‌ است‌. همچنين‌، محصولات‌ كشاورزي ‌توليدشده‌ در كشاورزي‌ مدرن‌ مبتني‌ بر روش‌هاي‌ انقلاب‌ سبز، منشاء بسياري‌ از مشكلات ‌براي‌ سلامتي‌ انسان‌ هستند كه‌ تداوم‌ توليد به‌ اين‌ شيوه‌ را غيرممكن‌ ساخته‌ است‌. كاهش‌ اين‌بحران‌ها و مشكلات‌ مستلزم‌ سرمايه‌گذاري‌هاي‌ بيش‌تر و اتخاذ رهيافت‌هاي‌ نويني‌ از سوي‌بخش‌ كشاورزي‌ است‌.

3-. فقر و امنيت‌ غذايي‌
در آستانه‌ هزاره‌ سوم‌ كماكان‌ فقر غذايي‌ اصلي‌ترين‌ چالش‌ مرتبط با بخش‌ كشاورزي‌است‌. جمعيت‌ رو به‌ رشد جهان‌ نياز روزافزوني‌ به‌ غذا دارد. طبق‌ برآوردها، جمعيت‌ جهان‌ درسال‌ 2025 به‌ حدود 8 ميليارد نفر مي‌رسد، و هم‌اكنون‌ نيز بيش‌ از 800 ميليون‌ نفر در سراسرجهان‌ از گرسنگي‌ مزمن‌، و حدود دو ميليارد نفر از سوءتغذيه‌ رنج‌ مي‌برند. رفع‌ نيازهاي‌غذايي‌ اين‌ جمعيت‌ منجر به‌ فشار روزافزون‌ به‌ منابع‌ طبيعي‌ پايه‌ و نيز به‌ نظام‌هاي‌ كشاورزي‌ درجهت‌ افزايش‌ هرچه‌ بيش‌تر توليد مي‌گردد. از طرفي‌ نظام‌هاي‌ توليدي‌ فعلي‌ نيز پايدار نيستند ولذا بحران‌ امنيت‌ غذايي‌ از مهم‌ترين‌ چالش‌هاي‌ بشري‌ در آستانه‌ هزاره‌ جديد است‌.

فرصت‌هاي‌ مقابله‌ با بحران‌ها
اگرچه‌ اين‌ چالش‌ها و بحران‌ها ، موانعي‌ جدي‌ در برابر توسعه‌ محسوب‌ مي‌شوند، اماتحولات‌ همه‌جانبه‌ جهاني‌، فرصت‌ها و امكاناتي‌ را نيز در اختيار قرار داده‌اند. فرصت‌هاي‌ به‌وجود آمده‌ در سايه‌ تحولات‌ علمي‌ و فن‌ شناختي‌ در نيم‌ قرن‌ اخير را مي‌توان‌ به‌ عنوان‌فن‌آوري‌هاي‌ به‌ وجود آمده‌ در ابزار و مواد، به‌ توان‌ و قدرت‌ دست‌كاري‌ انسان‌ در مواد; ژن‌;و اطلاعات‌ خلاصه‌ نمود. در بخش‌ اول‌ مي‌توان‌ به‌ فن‌آوري‌هاي‌ مكانيكي‌، شيميايي‌ (شامل‌ماشين‌آلات‌، سموم‌، آفت‌ كش‌ها و انواع‌ مواد مغذي‌ و كودها) اشاره‌ كرد و در گروه‌ دوم‌،فن‌آوري‌ زيستي‌ (بيوتكنولوژي‌) مي‌تواند منشأ تحولات‌ جدي‌ در بهره‌وري‌ توليد و بازده‌زيست‌ شناسانه‌ قرار گيرد. گروه‌ سوم‌، شامل‌ توانمندي‌ انسان‌ در مهندسي‌ و مديريت‌ اطلاعات‌است‌ كه‌ به‌ فن‌ آوري‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ مشهور است‌. بيش‌ترين‌ تأكيد اين‌ مقاله‌ در تشريح‌و توصيف‌ نقش‌ فن‌آوري‌ ارتباطات‌ به‌ عنوان‌ يك‌ فرصت‌ جهت‌ مواجهه‌ با چالش‌هاي‌ نوين‌ ومشكلات‌ ديرينه‌ بخش‌ كشاورزي‌ است‌. يكي‌ از مهم‌ترين‌ ابزارها و فرصت‌هاي‌ موجود،فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند در پر كردن‌ شكاف‌ فزاينده‌ اطلاعات‌، دانش‌ و توسعه‌،نقشي‌ اساسي‌ ايفا نمايد. فن‌آوري‌هاي‌ مزبور ظرفيت‌هاي‌ فراواني‌ براي‌ كشورهاي‌ در حال‌توسعه‌ جهت‌ دستيابي‌ به‌ توسعه‌ پايدار ايجاد نموده‌اند.
اختلاف‌ توسعه‌يافتگي‌ پديده‌اي‌ است‌ كه‌ ابعاد گوناگوني‌ دارد مانند اختلاف‌ درآمدي‌،شكاف‌ اطلاعاتي‌ (موسوم‌ به‌ شكاف‌ ديجيتال‌)، عدم‌ دسترسي‌ و محروميت‌ نسبي‌ ، و به‌ اين‌ترتيب‌ بين‌ جوامع‌، مناطق‌ و افراد، تمايز و شكاف‌ ايجاد كرده‌ است‌. فن‌آوري‌ اطلاعات‌ به‌علت‌ نرخ‌ بالاي‌ سرعت‌ گسترش‌، هزينه‌ نسبي‌ پايين‌، قابليت‌ فراگير و قابليت‌ ارتباطات‌ دوسويه ‌مي‌تواند در رفع‌ مشكلات‌ ناشي‌ از دانش‌ و اطلاعات‌ و نيز عدم‌ دسترسي‌ تاثير قابل‌ توجهي‌داشته‌ باشد. گسترش‌ روزافزون‌ اينترنت‌ و ارتباطات‌ ماهواره‌اي‌ اين‌ امكان‌ را به‌ وجود آورده‌است‌ كه‌ نواحي‌ روستايي‌ دورافتاده‌ نيز بتوانند با هزينه‌ مناسبي‌ در دسترس‌ قرار گيرند. به‌ اين ‌ترتيب‌، در جهت‌ انجام‌ فعاليت‌هاي‌ توسعه‌ كه‌ رسانش‌ دانش‌ و اطلاعات‌ اساس‌ آن‌ها را تشكيل‌مي‌دهند، زمينه‌ مناسبي‌ فراهم‌ آورده‌ شده‌ است‌.
چالش‌هاي‌ مذكور و بسياري‌ موانع‌ ديگر لزوم‌ اتخاذ راه‌كارهاي‌ گزينه‌اي‌ در جهت‌ افزايش‌كارايي‌ و بهره‌وري‌ و بهينه‌سازي‌ فرآيندهاي‌ توليد كشاورزي‌ و در مقياس‌ كلان‌، تحقق‌ توسعه‌كشاورزي‌ و روستايي‌ را اجتناب‌ناپذير كرده‌اند. امروز، با گذار از نگرش‌ خطي‌ و رفتارگرايانه‌ نسبت‌ به‌ مقوله‌ توسعه‌ و ديدگاه‌ سيستمي‌ به‌ نظام‌ توليد كشاورزي‌ به‌عنوان‌ يك‌ كل‌ نگريسته‌مي‌شود و با توجه‌ به‌ رشد نهاده‌ها و امكانات‌ مورد نياز و در راستاي‌ تحولات‌ جهاني‌ مرتبط،رشد فن‌آوري‌ مفهوم‌ جامع‌تري‌ را، در قالب‌ توسعه‌ كمي‌ و كيفي‌ دانش‌ و اطلاعات‌ به‌ عنوان ‌محور فعاليت‌هاي‌ توسعه‌، شامل‌ گرديده‌ است‌. در واقع‌، ارزش‌ يافتن‌ اطلاعات‌ در كليه ‌فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌، از جمله‌ بخش‌ كشاورزي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ابزار كارآمد به‌ منظور تحقق‌اهداف‌ تحقق‌نيافته‌ عصر صنعتي‌ تلقي‌ مي‌شود. به‌ اين‌ لحاظ، در ديدگاه‌هاي‌ نوين‌، فرآيند توسعه‌ كشاورزي‌ در قالب‌ سيستمي‌ به‌نام‌ نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌ تعريف‌ و شناسايي‌مي‌شود.

نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌، عامل‌ توسعه‌ كشاورزي‌
نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌ (نداك‌) نظامي‌ است‌ كه‌ اجزاي‌ آن‌ شامل‌ مراكز ومجموعه‌هاي‌ توليد، فرآيند (پردازش‌)، انتقال‌ و كاربرد اطلاعات‌ و دانش‌ كشاورزي‌ بوده‌ واين‌ اجزاء در جهت‌ افزايش‌ محتواي‌ دانش‌ بخش‌ كشاورزي‌ و در نهايت‌ توسعه‌ كشاورزي‌ درتعامل‌ و ارتباط هستند:
-1
توليدكنندگان‌ اطلاعات‌ (مانند مراكز پژوهشي‌، سياست‌ گذاري‌);
-2
پردازش‌گران‌وانتقال‌دهندگان‌ اطلاعات‌ (مانندنهادهاي‌ ترويجي‌ وسرويس‌هاي‌خدمات‌كشاورزي‌و روستايي‌); و
-3
كاربران‌ اطلاعات‌ (بهره‌برداران‌ كشاورزي‌)
اجزا سه‌گانه‌ مذكور در واقع‌ عناصر اساسي‌ هستند و به‌ تناسب‌ سطح‌ پيشرفتگي‌ بخش‌ كشاورزي‌، خرده‌نظام‌ها، ساز و كارها و عناصر فراوان‌ ديگر، در اين‌ نظام‌ دخيل‌اند. با بررسي‌وضعيت‌ نظام‌ مذكور در كشورهاي‌ مختلف‌ مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ توسعه‌ كشاورزي‌ رابطه‌اي‌ معني‌دار و علت‌ معلولي‌ با توسعه‌يافتگي‌ نظام‌ مذكور دارد. از ديدگاه‌ نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌،اين‌ موارد مهم‌ترين‌ حوزه‌هاي‌ فعاليت‌ و در عين‌ حال‌ مشكلات‌ توسعه‌ كشاورزي‌ و روستايي‌محسوب‌ مي‌شوند:

-1
كارايي‌ در توليد دانش‌ و اطلاعات‌
دانش‌، مجموعه‌اي‌ از اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ به‌ نحوي‌ سازماندهي‌ شده‌اند تا يادگيري‌ را تحقق ‌بخشند (Johnson,G.A. 1997, Undrestanding the Role of Data, Information,Knowledge and Wisdom in Site - Specific Management, Proc. North Cent.Weed Sci. Soc.52: 175. Invited Talk) و مشتمل‌ بر اطلاعات‌، ارزش‌ها، تجربه‌ها و قواعد ذهني‌است‌.( Saadan , Kamarudin,2001, Conceptual Framework for the Development ofKnowledge Management System in Agricultural Research and Development,Asia Pacific Advanced Network Conference , Malaysia) توليد دانش‌ شامل‌تمام‌ فعاليت‌هايي‌ است‌ كه‌ طي‌ آن‌ دانش‌ در اثر تعامل‌ فعال‌ بين‌ فرد و محيط او انجام‌ مي‌شود.در توليد دانش‌ فعاليت‌ها و فرآيندهايي‌ چون‌ اكتساب‌، ابداع‌، تجزيه‌، تركيب‌ و غيره‌ انجام‌مي‌گيرند. دانش‌ و اطلاعات‌ موردنياز بهره‌برداران‌ در بخش‌ كشاورزي‌ را مي‌توان‌ به‌ سه‌ گروه‌طبقه‌بندي‌ كرد:
الف‌. اطلاعات‌ و دانش‌ فني‌ كه‌ شامل‌ اخبار و اطلاعات‌ و دانش‌ بكارگيري‌ روش‌ها وابزار در مراحل‌ مختلف‌ توليد است‌ و عموما براي‌ كاربران‌ و بهره‌برداران‌ زراعي‌ كاربرددارد;
ب‌. اطلاعات‌ مديريتي‌، شامل‌ اطلاعات‌ مديريتي‌، تصميم‌سازي‌ و سياست‌هاي‌ بخش‌ كه‌براي‌ مديران‌، مراكز دست‌اندركار توسعه‌ و برنامه‌ريزي‌ دولتي‌ و خصوصي‌ كاربرد دارد; و
پ‌. اطلاعات‌ اقتصادي‌، كه‌ مربوط به‌ امور بازرگاني‌ و تجاري‌ چون‌ قيمت‌ها، نوسان‌ها وروندهاي‌ آن‌ها و صادرات‌ و واردات‌ است‌ كه‌ براي‌ كاربران‌ زراعي‌، موسسه‌هاي‌ تجاري‌،واسطه‌ها و مصرف‌كنندگان‌ محصولات‌ كشاورزي‌ ارزشمند است‌.
كارآيي‌ توليد دانش‌ ناظر بر مواردي‌ چون‌ كيفيت‌ دانش‌ و اطلاعات‌ توليدي‌، قابليت‌ كاربردو سازماندهي‌ آن‌ها براي‌ كاربرد توسط مخاطبان‌ مختلف‌ (مخاطب‌مداري‌) است‌ و دانش‌ واطلاعات‌ مطلوب‌ در كشاورزي‌ نوعا قالب‌ و محتواي‌ مسئله‌ محور هستند كه‌ به‌ معني‌ محوريت‌مسائل‌ و مشكلات‌ واحد توليدي‌ و توليدكننده‌ است‌. كليه‌ موارد فوق‌ مي‌بايست‌ در فرآيند توليد و تبديل‌ دانش‌ مورد نظر قرار گيرند و سازوكارها و مجموعه‌هاي‌ متولي‌ توليد وپردازش‌ دانش‌، نگرشي‌ تخصصي‌ نسبت‌ به‌ مقوله‌هاي‌ مذكور داشته‌ باشند.

-2
دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ و دانش‌
نابرابري‌ در دسترسي‌ به‌ دانش‌ و اطلاعات‌ موجود حاكي‌ از عدم‌ رسانش‌ يكنواخت‌ وعادلانه‌ آن‌ها به‌ كليه‌ صاحبان‌ منافع‌ است‌ و در مواردي‌ مي‌توان‌ از نوعي‌ رانت‌ اطلاعاتي‌ سخن‌ گفت‌ كه‌ به‌ ناموزوني‌ هرچه‌ بيش‌تر توسعه‌ كشاورزي‌ در اقشار يا مناطق‌ مختلف‌ دامن‌ مي‌زند.

-3
زيرساخت‌هاي‌ ارتباطي‌
وجود زيرساخت‌هاي‌ مخابراتي‌، شبكه‌اي‌ و پوشش‌هاي‌ رسانه‌اي‌ و نيز هزينه‌ كاربري‌ آن‌هابراي‌ جوامع‌ روستايي‌ و كشاورزي‌ يكي‌ از مسائلي‌ است‌ كه‌ در سياست‌گذاري‌ براي‌ ايجاد شبكه‌هاي‌ دانش‌ و اطلاعات‌ مي‌بايست‌ مورد توجه‌ قرار گيرد. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ بسياري‌ از زيرساخت‌هاي‌ موجود در جهت‌ كاربرد بخش‌هاي‌ صنعت‌ و خدمات‌ طراحي‌ شده‌اند ولذامي‌بايست‌ در سياست‌هاي‌ كلان‌ ملي‌ براي‌ زمينه‌سازي‌ ارتباطات‌ نواحي‌ روستايي‌ دورافتاده‌(مانند دسترسي‌ به‌ اينترنت‌) اقدامات‌ اساسي‌ صورت‌ گيرد.

-4
رسانه‌ها، مجراها و روش‌هاي‌ رسانشي‌
اين‌ موارد ناظر بر وجود يك‌ الگو و عزم‌ همگاني‌ از سوي‌ متوليان‌ رسانه‌اي‌ كشور وطراحان‌ محيطهاي‌ مزبور در زمينه‌ توسعه‌ كشاورزي‌ و روستايي‌اند. جامعه‌ روستايي‌ وكشاورزي‌ (همانند ساير جوامع‌ بشري‌) داراي‌ الگوها، مجراها و سلسله‌مراتب‌ خاص‌ دريافت‌اطلاعات‌ است‌. بدون‌ شك‌، كاركرد و اثربخشي‌ رسانه‌ها در جوامع‌ مختلف‌ متفاوت‌ است‌ولذا در رسانش‌ اطلاعات‌ مي‌بايست‌ اين‌ تفاوت‌ها درنظر گرفته‌ شوند.

توسعه‌ نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌
با توجه‌ به‌ موارد مطرح‌شده‌، نقش‌ و جايگاه‌ فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ در توسعه‌نظام‌ دانش‌ از ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ قابل‌ بررسي‌ است‌. از آن‌جا كه‌ تبادل‌ دانش‌ مهم‌ترين‌ فرآينددروني‌ اين‌ نظام‌ محسوب‌ مي‌شود، فن‌آوري‌هاي‌ مذكور نيز جايگاه‌ كليدي‌ در توسعه‌ آن‌دارند. مهم‌ترين‌ كاربردهاي‌ فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطات‌ و اطلاعات‌ در توسعه‌ كشاورزي‌ و روستايي‌ به‌ اين‌ قرارند:

-1
فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ به‌عنوان‌ ابزار ارتقاء بهره‌وري‌ كشاورزي‌
اين‌ فن‌آوري‌ها مي‌توانند ابزاري‌ مهم‌ در توانمندسازي‌ افراد و جوامع‌ باشند و با افزايش‌تعامل‌ بين‌ افراد و جوامع‌ موجب‌ كسب‌ اطلاعات‌ ارزشمند توسط صاحبان‌ منافع‌ شوند و به‌ اين‌ترتيب‌ كارايي‌ فعاليت‌ و بازدهي‌ آن‌ها افزايش‌ يابد. هم‌اكنون‌ به‌سبب‌ همين‌ تعامل‌ها، نوعي‌حالت‌ گذار از تمايل‌ به‌ داشتن‌ حداكثر اطلاعات‌ (نزد افراد و سازمان‌ها) به‌سوي‌ كسب‌ وكاربرد اطلاعات‌ درست‌ و به‌ موقع‌ مشاهده‌ مي‌شود. فن‌آوري‌هاي‌ اطلاعاتي‌ مي‌توانند افرادمحروم‌ و دور از دسترس‌ (كشاورزان‌ خرده‌پا، جوامع‌ روستايي‌ و حاشيه‌نشين‌هاي‌ شهري‌) رادر تمام‌ كشورها، اعم‌ از پيشرفته‌ و توسعه‌نيافته‌ ، به‌طور نسبتا يكساني‌ تحت‌ پوشش‌ قرار دهند. به‌طوركلي‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ اين‌ فن‌آوري‌ها مي‌توانند توانمندي‌ مخاطبان‌ برنامه‌هاي ‌توسعه‌ را در چهار حيطه‌ بهبود بخشند:
الف‌. دسترسي‌ به‌ خدمات‌ پايه‌ (مانند آموزش‌، بهداشت‌);
ب‌ . بهبود مشاركت‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ (از طريق‌ تماس‌ و تعامل‌ بين‌ افراد و گروه‌ها درمناطق‌ مختلف‌(
پ‌. پشتيباني‌ از فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌;

 ت‌. بهبود دسترسي‌ به‌ خدمات‌ اعتباري‌.
در كليه‌ زمينه‌هاي‌ فوق‌ تجربه‌هاي‌ قابل‌ توجهي‌ در كشورهاي‌ مختلف‌ وجود دارند كه‌ دراين‌ مقاله‌ به‌ برخي‌ از آن‌ها اشاره‌ مي‌شود.

2-نقش‌ فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطات‌ و اطلاعات‌ در افزايش‌ بازده‌ زيست‌ شناسانه‌ توليد
عليرغم‌ تلاش‌هاي‌ زيادي‌ كه‌ در سال‌هاي‌ گذشته‌ در زمينه‌ نشر و انتقال‌ دانش‌ كشاورزي‌ به ‌بهره‌برداران‌ آن‌ صورت‌ گرفته‌ است‌، حجم‌ زيادي‌ از دانش‌ و اطلاعات‌ هنوز دور از دسترس‌بسياري‌ از افراد قرار دارد. علت‌ اين‌ است‌ كه‌ اطلاعات‌ به‌ تنهايي‌ مفيد نيست‌، مگر اين‌كه‌ بخش‌خاصي‌ از آن‌ سازمان‌ يافته‌ و از طريق‌ رابطه‌ بين‌ توليدكنندگان‌ و مصرف‌كنندگان‌ آن‌ و براي‌دستيابي‌ به‌ اهداف‌ خاصي‌ مورد تجزيه‌ و تحليل‌ و در نهايت‌ كاربرد قرار گيرد. ناموزوني‌ در ميزان‌ عملكرد محصولات‌ در بين‌ كشاورزان‌ نمونه‌ بارزي‌ از عدم‌ توازن‌ در رسانش‌ اطلاعات‌ مديريت‌ مزرعه‌ است‌. از طريق‌ رساندن‌ اطلاعات‌ فني‌ براي‌ تمامي‌ بهره‌برداران‌ كشاورزي‌مي‌توان‌ امكان‌ كاربرد توصيه‌هاي‌ فني‌ و فن‌آوري‌هاي‌ زراعي‌ را در بين‌ تعداد بيش‌تري‌ ازآن‌ها ايجاد نمود. مهم‌ترين‌ محورهاي‌ اطلاعاتي‌ در اين‌ زمينه‌ عبارت‌اند از:
الف‌. اطلاعات‌ فني‌ و مهارت‌هاي‌ توليدي‌ بهتر و كارآمدتر براي‌ انجام‌ امور مزرعه‌ واحدبهره‌برداري‌

ب‌. اطلاعات‌ در زمينه‌ عوامل‌ خطرساز (ريسك‌)، كاهش‌ مخاطره‌ (ريسك‌) و ضايعات‌توليدي‌; و
پ‌. اطلاعات‌ پيش‌بيني‌هاي‌ اقليمي‌ (آب‌ و هوا) و تنش‌هاي‌ محيطي‌.

3-نقش‌ فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ در افزايش‌ بازده‌ اقتصادي‌ توليد
يكي‌ از بارزترين‌ نوع‌ اطلاعات‌ مفيد در توسعه‌ كشاورزي‌ اطلاعات‌ بازار و قيمت‌هاست‌.قيمت‌ها از مهم‌ترين‌ عوامل‌ محرك‌ توليد كشاورزي‌ است‌ و تفاوت‌ قابل‌ توجه‌ بين‌ قيمت‌محصول‌ در مزرعه‌ و در بازار مصرف‌ مي‌تواند از طريق‌ اطلاع‌رساني‌ به‌ موقع‌ در زمينه‌قيمت‌ها و عرضه‌ و تقاضا و كشش‌ بازار به‌ نحو مطلوبي‌ كاهش‌ يابد. براساس‌ برخي‌ مطالعات‌، تجارت‌ الكتروني‌ (e-commerce) مي‌تواند با كنارگذاشتن‌ برخي‌ واسطه‌ها، درآمد توليدكنندگان‌ فقير را ازطريق‌ ارائه‌ قيمتهاي‌ نهايي‌ گاه‌ تا 10 برابر درآمد معمول‌ آن‌ها افزايش‌ دهد (Simon, Cecchini & Talat shah, Infromation & Communications Technologyas a Tool for Empowerment World Bank Empowerment Source Book, 2002). فن‌آوري‌هاي‌ارتباطات‌ و اطلاعات‌ مي‌توانند، از طريق‌ مرتبطساختن‌ كشاورزان‌ با بازارها، فعاليت‌هاي‌اقتصادي‌ افراد دور از دسترس‌ را بهبود بخشند و كسب‌ و كار در نواحي‌ روستايي‌ توسعه‌نيافته‌را رونق‌ بيش‌تري‌ بدهند.
قيمت‌ نهاده‌هاي‌ مصرفي‌ مزرعه‌ (مانند كود، سم‌ و بذر) و نيز قيمت‌هاي‌ ماشين‌آلات‌ وادوات‌ و همچنين‌ استانداردهاي‌ كمي‌ و كيفي‌ محصولات‌، قوانين‌ صادرات‌ و واردات‌ و نظيرآن‌ها نيز اطلاعات‌ مهمي‌ هستند كه‌ مي‌بايست‌ به‌روز در اختيار بهره‌برداران‌ كشاورزي‌ قرارگيرند.

نگاهي‌ به‌ چند تجربه‌
مروري‌ بر تجربه‌هاي‌ برخي‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ در به‌كارگيري‌ فن‌آوري‌ ارتباطات‌ درتوسعه‌ روستايي‌ و كشاورزي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ استفاده‌ از فن‌آوري‌هاي‌ اطلاعاتي‌ تقريبا درتمامي‌ اين‌ كشورها، به‌ تناسب‌ توانايي‌هاي‌ آن‌ها، مور توجه‌ است‌. در اين‌ زمينه‌ نمونه‌هاي‌بسياري‌ از اقدام‌ها و سياست‌هاي‌ كلان‌، مانند راهبردهاي‌ ملي‌ توسعه‌ اين‌ فن‌آوري‌ها وجوددارند و در عين‌ حال‌ ابداعات‌ و ابتكارها و برنامه‌هاي‌ خاصي‌ نيز به‌ صورت‌ زيرمجموعه ‌سياست‌گذاري‌هاي‌ كلان‌ انجام‌ گرفته‌اند كه‌ در ادامه‌ به‌ برخي‌ از آن‌ها اشاره‌ مي‌شود.
در كشور هند، در جهت‌ همگاني‌سازي‌ دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ شبكه‌اي‌، رايانه‌هاي‌ كوچكي ‌تحت‌ عنوان‌ سيمپوتر Simple , Inexpensive , Multilangual Computer – Simpoter))
ساخته‌ شده‌اند. اين‌ رايانه‌ها جهت‌ استفاده‌ افراد بي‌سواد و كم‌سواد واستفاده‌ اشتراكي‌ در محيطهاي‌ روستايي‌ طراحي‌ شده‌اند. نرم‌افزارهاي‌ آن‌ها به‌ زبان‌ محلي‌است‌ و كاربرد خوبي‌ در جهت‌ رسانش‌ اطلاعات‌ و كاربري‌ توسط افراد از خود نشان‌ داده‌ اند.در سري‌لانكا، تحت‌ يك‌ برنامه‌ مشترك‌ يونسكو و دولت‌، از راديو به‌ عنوان‌ رابط بين‌ مردم‌ واينترنت‌ استفاده‌ مي‌شود. در اين‌ فعاليت‌، علاوه‌ بر كسب‌ اطلاعات‌ از شبكه‌هاي‌ مختلف‌ و پخش‌ آن‌ها براي‌ افرادي‌ كه‌ زبان‌ انگليسي‌ نمي‌دانند، اطلاعات‌ درخواستي‌ افراد نيز تهيه‌ وارائه‌ مي‌شوند. همچنين‌، يك‌ بانك‌ اطلاعات‌ روستايي‌ نيز از كليه‌ اطلاعات‌ درخواستي‌ تهيه‌مي‌شود و به‌ طرق‌ مختلف‌ در اختيار افراد قرار مي‌گيرد. در برزيل‌، كميته‌ دموكراسي‌ در فن‌آوري‌ اطلاعات‌ (Committee for Democracy in Information Technology) دوره‌هاي‌ آموزش‌ رايانه‌ براي‌ حاشيه‌نشين‌ها (به‌ ويژه‌ در شهرها) برگزارمي‌نمايد و هدف‌ از اين‌كار توانمندسازي‌ افراد و جوامع‌ دورافتاده‌ اطلاعاتي‌ است‌. انديشه‌اصلي‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ آموزش‌ رايانه‌ مي‌تواند فرصت‌هاي‌ حضور در بازار كار را براي‌ افرادبيش‌تر نمايد و به‌ پيشبرد برابري‌ اجتماعي‌ و دموكراسي‌ كمك‌ كند.
در هند، تحت‌ برنامه‌ «گيان‌ دوت» (Gyndoot) شبكه‌اي‌ رايانه‌اي‌ به‌ وسيله‌ دولت‌ ايجاد شده‌ است‌ كه‌ ازطريق‌ آن‌ روستائيان‌ مي‌توانند با صرف‌ هزينه‌ و وقت‌ اندك‌ به‌ مدارك‌، اطلاعات‌، اسناد و قوانين‌ دولتي‌ دسترسي‌ پيدا كنند. هزينه‌ كاربري‌ (استفاده‌) توسط روستائيان‌ و از طريق‌واسطه‌هايي‌ پرداخت‌ مي‌شود كه‌ كيوسك‌هاي‌ دريافت‌ اطلاعات‌ را اداره‌ مي‌كنند.

در بنگلادش‌، پروژه‌ گرامين‌ فون‌ (Grameen Phone) خدمات‌ استفاده‌ تجاري‌ از تلفن‌ همراه‌ در نواحي‌روستايي‌ است‌ كه‌ عمدتا بوسيله‌ زنان‌ روستايي‌ براي‌ دريافت‌ كمك‌ها و توصيه‌هاي‌ پزشكي‌،و اطلاعاز قيمت‌هاي‌ محصولات‌ در نواحي‌ شهري‌ به‌كار مي‌رود. نتايج‌ اين‌ پروژه‌ بسيارموفقيت‌آميز بوده‌ است‌ و بعنوان‌ نمونه‌ پس‌ از اجراي‌ آن‌، قيمت‌ فروش‌ محصولات‌ توسط روستاييان‌ در روستاهاي‌ تحت‌ پوشش‌ بيش‌ از گذشته‌ بوده‌ است‌، چرا كه‌ روستائيان‌ اطلاعات‌بيش‌تري‌ از بازار و قيمت‌ها داشته‌اند. تعاوني‌ ملي‌ توسعه‌ لبنيات‌ در هند كه‌ يكي‌ از بزرگ‌ترين ‌تعاوني‌ها در جهان‌ است‌، روزانه‌ به‌ حدود 600 هزار خانوار خدمت‌ مي‌دهد. اين‌ محصولات‌(شير) از 96000 روستا در 285 ناحيه‌ جمع‌آوري‌ مي‌شوند. نظام‌ رايانه‌اي‌ مورد كاربرد دراين‌ تعاوني‌ مي‌تواند به‌ سرعت‌ و در محل‌، امور خريد، آزمون‌ محتواي‌ چربي‌ شير، صدورصورت‌حساب‌ و به‌طور كلي‌ مديريت‌ امر خريد، جمع‌آوري‌، حسابداري‌ و توزيع‌ را انجام‌دهد. (Simon , Cecchini & Talat Shah, Information & CommunicationsTechnology as a Tool for Empowerment World Bank Empowerment SourceBook, 2002)
سياست‌ ملي‌ كشاورزي‌ در كشور مالزي‌ (برنامه‌ 2010ـ1998) در جهت‌ مواجهه‌ مطلوب‌با چالش‌هاي‌ توسعه‌ كشاورزي‌ و روستايي‌،براساس‌ رهيافت‌ مديريت‌ دانش‌ پايه‌ريزي‌ شده‌است‌. اين‌ سياست‌ به‌ منظور بهبود مديريت‌ كارشناسانه‌ امور كشاورزي‌، به‌ بهره‌وري‌ بيش‌تر،جلوگيري‌ از دوباره‌كاري‌ها، كاربرد بهتر منابع‌ موجود، تشويق‌ به‌ استفاده‌ از بهترين‌ روش‌هاي‌موجود در توليد، بهبود سرويس‌دهي‌ به‌ جوامع‌ كشاورزي‌ و در عين‌ حال‌ درك‌ و كسب‌ بهترنيازهاي‌ محيطهاي‌ كشاورزي‌ و روستايي‌ اتخاذ شده‌ است‌. (Saadan, Kamarudin. 2001. Conceptual Framework for the Development ofKnowledge Management System in Agricutural Research and Development .Asia Pacific Advanced Network Conference, Malaysia)
در مصر، استفاده‌ از نظام‌هاي‌ خبره‌ (Expert Systems) رايانه‌اي‌ به‌ منظور گسترش‌ دانش‌ و اطلاعات‌مديريتي‌ (فني‌ و اقتصادي‌) مزرعه‌، توسط بهره‌برداران‌ به‌ ميزان‌ زيادي‌ گسترش‌ يافته‌ است‌. دراين‌ نظام‌ كليه‌ اطلاعات‌ لازم‌ براي‌ مديريت‌ مزرعه‌ درباره‌ محصولات‌ و شرايط مختلف ‌جمع‌آوري‌ مي‌شوند و در نرم‌افزارهايي‌ كه‌ براساس‌ نظام‌هاي‌ هوشمند طراحي‌ شده‌اند، دراختيار مصرف‌كنندگان‌ آن‌ها قرار مي‌گيرند.
در ايران‌ نيز تجربه‌هايي‌ در زمينه‌ نظام‌هاي‌ تلفني‌ پاسخگو (در استان‌ اصفهان‌ و نيز موسسه‌تحقيقات‌ خاك‌ وآب‌) و نيز نظام‌هاي‌ شبكه‌اي‌ مبادله‌ اطلاعات‌ براساس‌ پايگاه‌هاي‌ اينترنتي‌در برخي‌ استان‌ها وجود دارد كه‌ تلفيق‌ آن‌ها نيز در قالب‌ طرح‌ نداك‌، مورد نظر است‌.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:32  توسط علیرضا قلیپور  |