تبليغاتX

کشاورزی (ِِAgriculture )
شب پره ي هندي
Plodia interpunctella
pyralidae

اين حشره در مرحله ي لاروي از محصولات غله اي ، بقولات ، گردو ، بادام ، پسته ، سبزيجات ، دانه هاي روغني و ... تغذيه مي كند.


لارو در درون پيله ي ابريشمي تبديل به شفيره مي شود.
در سال 2 تا 5 نسل دارد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 17:29  توسط علیرضا قلیپور  | 
پروانه ي آرد


Ephestia kuehniella
از خانواده ي pyralidae

زمستان به صورت لارو ولي در انبارهاي گرم بطور دائم فعال است .
لاروها از مواد آردي تغذيه مي كند و براي حفاظت خود يك پيله ي ابريشمي به دور خود تنيده و در داخل آن پنهان مي شوند .


لاروها قدرت جابه جايي و تغيير مكان نيز دارند و اغلب چنان آرد را مورد حمله قرار مي دهند كه غير قابل مصرف مي شود .

علاوه بر آرد از ميوه ي خشك و قارچ تازه و خشك هم تغذيه مي نمايند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 17:28  توسط علیرضا قلیپور  | 
كنه گالي پسته
Eriophyes pistaciae
خانواده ي Eriophyidae
 
قسمت مورد تغذيه : جوانه هاي برگي انتهاي سرشاخه ها ، تغيير شكل برگها ، جادوي جادوگر(گالهاي جارويي)
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 17:27  توسط علیرضا قلیپور  | 
2007/04/19, 11:57:07 ب.ظ | entomologyGo to full article

مورچه

FORMICIDAE ant
مورچه ، یقینا احتیاج به معرفی ندارد . این حشره آشنا و تا اندازه ای مزاحم مستقیما به گیاهان صدمه نمی زند (باستثنای گونه ای که به مورچه باغبان شهرت داشته و برای کشت نوعی قارچ که غذای آنرا تشکیل می دهد برگ درختان را جدا کرده به لانه می برد .)
زیان مورچه معمولا بطور غیر مستقیم حاصل می شود .
مورچه ممکن است در خاک باغچه یا گلدانهای بزرگ لانه کرده موجب قطع ریشه گیاه گردد .
بعلاوه این حشره علاقه زیادی به ترشحات شیرین حشراتی مانند شته دارد .
شته ضمن مکیدن شیره گیاهی با اندک تحریکی از خود ترشحات شیرینی خارج می کند که بسیار مورد پسند مورچه است .
بهمین سبب مورچه با دانستن این موضوع شاخکهای خود را به پشت شته زده ازماده شیرین مترشحه استفاده میکند.
مورچه ها اغلب از این منبع غذائی در مقابل دشمنان دفاع کرده گاه برای محافظتشان پناهگاه میسازند .
بعضی از انواع مورچه اقدام به نگهداری و پرورش گله ای از شته ها می کنند .
تخم شته ها را در زمستان به لانه خود برده مرتبا با لیس زدن تمیز نگه می دارند .
سپس با فرا رسیدن بهار تخمها را به بیرون برده بر روی گیاهان مورد علاقه شته قرار می دهند .
آنها گله ها را از گیاهی به گیاه دیگر میبرند تا اطمینان حاصل کنند که غذای مناسب و کافی در اختیار شته قرار دارد . در مواقع اضطراری و خطر ، گله را همراه با تخمها به مکان امنی انتقال می دهند و پس از رفع خطر مجددا آنها را به چراگاه باز می گردانند .
به این ترتیب مورچه می تواند عامل مهمی در حفظ نسل شته ها باشد .
پس مبارزه با آن برای دفع شته ضرورت پیدا می کند .
برای مقابله با مورچه میتوان از گرد فایگام یا بایگون و یا سموم مشابه استفاده نمود

2007/04/15, 05:44:51 ب.ظ | entomologyGo to full article

پروانه ي جوانه خوار پسته

Telphusa pistaciae

خانواده ي Gelechiidae

 

قسمت مورد تغذيه : برگ پسته ( تمركز روي رگبرگها)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 17:25  توسط علیرضا قلیپور  | 
 نقش قارچهای میکوریزا در کشاورزی
قارچ های میکوریزا ازجمله فراوانترین قارچ های همزیست با گیاهان هستند که به سودمندیهای فراوان ، مانند تولید کودهای بیولوژیکی قابل جذب کردن عناصرغذائی بخصوص فسفر و مبارزه ی بیولوژیکی با آفات محصولات زراعی و باغی دارای جایگاه ویژه ای درکشاورزی هستند . بعضی میکروارگانیسمها ازنظر بیولوژیکی درکشاورزی ازارزش بالائی برخوردارند و میتوان ادعا کرد که ابزار یک کشاورزی پایدار هستند وازجمله درتولید کودهای بیولوژیکی ، قابل جذب کردن عناصرغذائی و مبارزه بیولوژیکی با دشمنان طبیعی محصولات زراعی نقش دارند.
همزیستی میکوریزائی رابطه ای پویا و مسالمت آمیز بین سیستم ریشه ای گیاه و دسته ای خاص ا زقارچ های خاکزی به نام Mycorrliza(VAM) Veshcular Arbuscular فراوانترین و معمولترین قارچهای همزیست در خاک بوده و قادرند با بیش از 90% گونه های گیاهی ارتباط همزیستی برقرار کنند . بیشترین اثر سودآور قارچهای میکوریزائی بهبود وضع تغذیه ی گیاه میزبان بخصوص درمورد فسفر است . این قارچها درخاکهائی که غلظت عناصر غذائی آنها (به ویژه فسفر ) کم تا متوسط باشد ، قادرند نیاز فسفری گیاه میزبان را تامین کنند بطوریکه نیازی بمصرف کودهای شیمیائی فسفره نباشد از اینرو به قارچهای میکوریزا " کود بیولوژیکی " نیز گفته میشود . این قارچها در شرکت با یک تعامل سه گانه خاک – قارچ – گیاه قادرند فوائد دیگری را برای گیاه میزبان فراهم کنند که اهم آنها عبارتند از : افزایش مقاومت گیاه به امراض ، تشدید تثبیت بیولوژیکی نیتروژن ، افزایش مقاومت گیاه در مقابل خشکی و تشدید میزان فتوسنتز .
ازجمله محدودیتهای موجود در گسترش استفاده از میکوریزا برای افزایش رشد گیاهان میتوان به رشد نسبتا آهسته قارچهای اکتومیکوریزا ( میکوریزای خارجی ) و خصوصیت منحصر به فرد این قارچها اشاره کرد که تولید انبوه مواد تلقیحی حاصل از انرا محدود میکند . درصورتیکه بتوان هاگهای قارچهایVAMرا واداربه رشد درمواد غذایی و تولید میسلیومهای فراوان کرد این امکان وجود دارد که بتوان در عمل تلقیح از باکتریهای تثبیت کننده ی نیتروژن وقارچهای VAM بطور مشترک در مقیاس گسترده ای استفاده کرد .اگر بتوان با کمک مهندسی ژنتیک ژنهای ناقل تثبیت نیتروژن (ژنهای نیف ) را به قاچهای VAM منتقل کرد ، میتوان دو خصوصیت مهم عمل تثبیت بیولوژیکی نیتروژن و افزایش حلالیت فسفات را در یک میکروارگانیسم ایجاد کرد. این توانائی بیولوژیکی هنوز در حد یک اندیشه و تفکر است و شاید در اینده ای نه چندان دور به واقعیت بیانجامد.

منبع : ماهنامه علمی – تخصصی کشاورزی زیتون
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:51  توسط علیرضا قلیپور  | 
روش‌هاي کنترل آفات گياهان زينتي
* روش‌هاي كنترل آفات گياهان زينتي
- توليد گياهان مقاوم به آفات؛
- استفاده از تکنيک‌هاي زراعي؛
- تکنيک رهاسازي نرهاي عقيم؛
- استفاده از تله‌هاي فرموني.
علاوه بر اين 4 روش در مبارزه با آفات روش‌هاي ديگري وجود دارد كه خيلي به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفته‌اند.

ساير روش‌هاي كنترل آفات
- استفاده از تركيبات شيميايي دور كننده (Repelents)؛
- استفاده از مواد ضد تغذيه (Antifeedants)؛
- استفاده از عقيم‌کننده‌هاي شيميايي (Chemostrilants)؛
- استفاده از تله‌هاي نوري؛
- استفاده از تله‌هاي چسبناک.
در اينجا در مورد تعدادي از مهم‌ترين روش‌ها بصورت فشرده مطالبي ارائه مي‌شود.

* توليد گياهان مقاوم
يکي از روش‌هاي جالب توجه در مبارزه با آفات توليد گياهان مقاوم است. اصول اساسي اين روش دگرگوني مصنوعي گونه‌هاي گياهي به روش ژنتيکي است به نحوي که گياه توليد شده ميزبان مناسبي براي آفت نباشد. اين تغييرات مي‌تواند به دو روش فيزيکي و شيميايي باشد.
تغييرات فيزيکي عمدتاً تغييراتي در ظاهر و بافت گياه است. بعنوان مثال گياهاني كه با بافت سخت توليد مي‌شوند در مبارزه با آفات مناسب‌ترند. هم‌چنين گياهاني که سطح برگ آن‌ها از کرک بيشتري برخوردار است.
قابل توجه است که هر يک از اين روش‌ها ممكن است فقط در مبارزه با يک آفت مفيد باشد و در مبارزه با گونه ديگر نقش منفي ايفا کند. لذا در مبارزه با آفات كلاً به مجموع آفاتي که بر روي يک گونه گياهي فعاليت مي‌کنند، توجه داشته باشيد.
تغييرات شيميايي در برگيرنده تغيير در مواد شيميايي موجود در گياهان است، که بصورت‌هاي مختلفي در کنترل آفات نقش دارد.
1)آنتي‌زنوز(Antixenosis) : مكانيزم شيميايي و فيزيكي كه باعث دفع حشرات و ممانعت از استقرار آن‌ها روي گياه مي‌شود.
2)آنتي‌بيوز(Antibiosis) : مكانيزمي كه باعث اثرات معكوسي روي ويژگي‌هاي بيولوژيك آفت مي‌شود.
3) تحمل (Tolerance) : مكانيزمي كه باعث افزايش تحمل گياه در مقابل حمله آفت مي‌شود.
در توليد گياهان مقاوم، وجود ارتباط تنگاتنگ بين متخصصين ژنتيک گياهي و متخصصين حشره‌شناسي مهم است. اين دو گروه از متخصصين الزاماً بايد در توليد گياهان مقاوم با هم همکاري داشته باشند.
توليد هر واريته يا هر گياه مقاوم به آفت، حداقل حدود 10 تا 15 سال طول مي‌کشد. مزيت عمده استفاده از گياهان مقاوم اينست که اين روش با ساير روش‌هاي مبارزه با آفات سازگار است. بعنوان مثال حشراتي كه در روي گياهان مقاوم به آفات تغذيه مي‌کنند عموماً در مقابل شرايط محيطي حساس‌تر و ضعيف‌ترند و سريع‌تر از بين مي‌روند. هم‌چنين گياهان مقاوم به آفات مي‌توانند کارآيي دشمنان طبيعي را افزايش دهند.
بعنوان مثال گياه توليد شده با ميزان کرک كمتر در سطح برگ، باعث افزايش کارآيي بعدي از پارازيتوئيدها مي‌شود. تاكنون گياهان مقاوم براي بيشتر از صد گونه گياهي توليد شده‌اند.
آيا توليد گياهان مقاوم مي‌تواند بعنوان يک نوع کنترل بيولوژيک باشد؟
توليد گياه مقاوم اگر صرفاً بر روي جمعيت آفت تاثير بگذارد کنترل بيولوژيک نيست، در حاليکه اگر باعث افزايش کارآيي دشمنان طبيعي باشد نوعي کنترل بيولوژيک محسوب مي‌شود.

* استفاده از تكنيك‌هاي زراعي
از ديگر روش‌هاي مبارزه با آفات مي‌توان به روش‌هاي زارعي اشاره کرد. كنترل زراعي آفات در برگيرنده تغييرات اَگروتكنيكي به منظور كاهش توليد مثل و بقاي آفت است. روش‌هاي زراعي از قديمي‌ترين روش‌هايي هستند که توسط بشر در کنترل آفات مورد استفاده قرار گرفتند.

كنترل زراعي آفات
- تغيير در زمان كاشت و برداشت؛
- شخم زدن؛
- تغيير فواصل كشت؛
- آبياري؛
- تناوب زراعي؛
- كاشت گياهان تله.

زمان کاشت در مورد بعضي از محصولات در کنترل آفات نقش مهمي دارد. به عنوان مثال با كشت گياه در زمان نبود آفت (زودتر يا ديرتر از زمان کشت معمول) گياه از خسارت آفت فرار داده مي‌شود.
در تناوب زراعي گياهي که بعنوان گياه دوم کاشته مي‌شود، نبايد در ارتباط سيستماتيک بوتانيکي با گياه اول باشد. در واقع اگر آفات گياه اول با آفات گياه دوم متفاوت باشد مي‌توان در بيولوژي آفات ايجاد اختلال کرد و جمعيت آن‌ها را کاهش داد.
* تكنيك رهاسازي نرهاي عقيم
در اين روش با تكثير جمعيت انبوهي از حشرات نر و قرار دادن آن‌ها تحت تاثير مواد راديواكتيو و رهاسازي آن‌ها در طبيعت در توليد مثل آن‌ها اختلال ايجاد مي‌شود. اين يك روش ديگر مبارزه با آفات است. يکي از تکنيک‌هاي بسيار جالب که حداقل در مورد 10 گونه از آفات توصيه شده است. در اين روش بطور خلاصه، نرها را در اَنسکتاريوم يا محيط پرورش حشرات با جمعيت‌هاي بسيار انبوه توليد مي‌کنند، سپس آن‌ها را تحت تاثير مواد راديواکتيو مثل کبالت قرار مي‌دهند، اين عمل باعث بوجود آمدن اختلالات ژنتيکي در اسپرم حشرات نر مي‌شود. بعد از رهاسازي حشرات نر در طبيعت، با حشرات ماده آزاد جفت‌گيري مي‌کنند. اما تخم‌هاي توليد شده توسط ماده‌ها عموماً تفريغ نمي‌شود و از آن نِتاجي بوجود نمي‌آيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:51  توسط علیرضا قلیپور  | 
 كنه ها
كنه‌ها(Acari)
كنه­ها متعلق به زير رده آكاري(Acari) بوده و به همراه رتيل­­ها و عنكبوت­ها رده (Arachnida) را بوجود مي­آورند. كنه­ها يكي از بزرگترين گروه‌هاي بندپايان مي­باشند كه به فراواني در طبيعت مشاهده مي­شوند. حدود سي هزار گونه­ از اين بندپايان در دنيا شناسايي شده­اند و تقريباً بيش از پانصد هزار گونه ديگر همچنان ناشناخته باقي مانده‌اند. اندازه كنه­ها متفاوت است مثلاً كنه­هاي خانواده تارسونميده(Tarsonemidae) فقط چند ميكرون و كنه‌هاي بسيار بزرگ خانواده ايكسوديده (Ixodidae) اندازه‌اي حدود صد ميكرون دارند كه در روي دام­ها از خون آن‌ها تغذيه مي­كنند.
كنه­ها شامل گروه‌هاي آبزي و خشكي‌زي هستند. كنه­هاي خشكي‌زي در داخل خاك با جمعيت بسيار بالا ديده مي­شوند و از مهم‌ترين بندپايان هستند. تعدادي از كنه­ها بخشي از زندگي خود را بصورت پارازيت مي‌گذرانند و ممكن است انگل بندپايان يا مهره­داران باشند. البته تعداد كمي هم بصورت انگل داخلي در داخل بدن حشرات و مهره­داران فعاليت مي­كنند.
تعدادي از كنه­ها شكارگر و پِرداتور(Predator) هستند و در داخل خاك روي گياهان از ساير كنه­ها مخصوصاً از كنه­هاي گياهخوار و تخم حشرات كوچك تغذيه مي­كنند. به عبارت ديگر تعدادي از گونه­هاي شكارگر در داخل خاك از انواع حشرات كوچك و ساير كنه­ها، نماتودها و تخم مگس­ها تغذيه مي­كنند و جزء موجودات بسيار مفيد به حساب مي­آيند .
تعداد زيادي از كنه­ها هم گياهخوار هستند. با كليسرهاي نيرومندي كه دارند بر روي گياهان خراش­هايي ايجاد مي­كنند و از كلروپلاست، مايع و شيره گياهي تغذيه مي­كنند. همچنين تعدادي از گونه‌هاي گياهخوار در محيط‌هاي انباري از غلات، خشكبار و برخي ديگر از غده­هاي گياهان زينتي تغذيه مي­كنند.
كنه­هاي خانواده فيتوزئيده(Phytoseidae) شكارگر هستند كه براي كنترل كنه­هاي گياهخوار بر روي گياهان زينتي در شرايط گلخانه­اي زندگي مي‌كنند. هم‌چنين در بسياري از نقاط دنيا بصورت تجارتي و انبوه توليد مي­شوند و در گلخانه­ها رها سازي مي­شوند. از نظر خصوصيات مورفولوژيك بدن كنه­ها از دو قسمت تشكيل شده است كه عبارت است از:
1- گناتوزوما(Gnathosoma) يا قسمت جلويي كه اعضاي حسي، كليسر­ها و پري‌پالپ‌ها را در بر مي‌گيرد.
2- قسمت عقبي كه ايدئوزوما(Idiosoma) ناميده مي­شود پاهاي كنه­ها را در بر مي­گيرد. كنه­ها در مرحله‌ي بالغ چهار جفت پا دارند پري پالپ­ها عموماً دو تا پنج­بندي و كلسير­ها سه‌بندي و پاها در اكثر كنه‌ها شش‌بندي هستند، ولي در برخي از كنه­ها پاها نيز به صورت دوهفت ‌بندي ديده مي‌شوند.
بلندي­ پاها عبارت است از:
الف) كوكسا (Coxa) يا پيش ران؛
ب) تروكانتر(Trochanter) يا پس ران كه ممكن است دو بندي باشد؛
ج) فيمور(Femur) يا ران؛
د) پاتلا(Patella) يا ژنو (Genu)؛
هـ) تي‌بيا (Tibia) يا ساق؛
ر) تارسوس(Tarsus) يا پنجه كه در انتها به دو ناخن يا كلاو (Claw) و يك بالشك يا آلوريوم منتهي مي‌شود.
دستگاه گوارش در كنه­ها به حشرات شباهت دارد و شامل بخش­هايي بوده كه عبارت است از:
1. موس (Mouth) دهان؛
2. اِزوفاگوس (Oesophagus) يا سر؛
3. وِنتري­كولوس (Ventriculus) يا معده؛
4. هيند گات (Hind gut) يا روده عقبي؛
5. آنوس (Anus) يا مخرج .
سيستم توليد مثل در كنه­ها غالباً دو جنسي است و اكثر كنه­ها تخم گذار هستند گرچه تعدادي كنه زنده‌زا نيز مشاهده شده است.
تعدادي از كنه­ها بكرزا هستند كه توليد نتاج نر و ماده مي­كنند، البته در كنه­هايي مثل كنه تيترانيكوس اورتيكا (Tetranychus urticae) كه از مهم‌ترين كنه­ها و نيز جزء آفات بسيار مهم گياهان زينتي است بعد از جفت­گيري، تخم­هاي بارور توليد افراد نر و ماده مي­كنند و تخم­هايي كه بارور نشوند صرفاً توليد افراد نر خواهند كرد.
تنفس كنه­هاي كوچك جلدي است يعني دستگاه تنفسي خاصي ندارند ولي سيستم تنفسي­ كنه­هاي بزرگتر تراشه­اي است و مانند حشرات، تراشه­ها به روزنه­هاي تنفسي به نام استيگمات(Stigmata) يا اسپراكل (Spiracle) منتهي مي­شود.
براساس محل قرارگرفتن روزنه­هاي تنفسي، كنه­ها را به هفت راسته تقسيم مي­كنيم:
1. آستيگماتا (Astigmata) يا بدون استيگمايان.
2. پروستيگماتا (Prostigmata) يا پيش استيگمايان.
3. مزوستيگماتا (Mesostigmata) يا ميان استيگمايان.
4. نوتوستيگماتا (Notostigmata) يا پشت استيگمايان.
5. متاستيگماتا (Metastigmata) يا پس استيگمايان.
6. تتراستيگماتا (Tetrastigmata) يا چهار استيگمايان.
7. كريپتوستيگماتا (Cryptostigmata) يا نهان استيگمايان.
در زندگي كنه­ها سه مرحله بعد از مرحله رشد جنسي وجود دارد كه عبارت است از:
الف) مرحله لاروي؛ كنه­ها در مرحله لاروي داراي سه جفت پا هستند به جزء كنه­هاي خانواده اريوفيده (Eriophidae) كه تعداد پاهايشان كمتر است.
ب‌) مرحله پورگي؛ در اكثر كنه­ها شامل چند مرحله است و به آن‌ها پروتونيمف (Protonymph) و تريتونيمف(Tritonymph) اطلاق مي­شود بعد از آن كنه­ بالغ توليد مي­شود.
ت‌) اَدالت(Adlult) يا كنه بالغ.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:46  توسط علیرضا قلیپور  | 

حشرات بال‌دار (Pterygota)
- يك روزه‌ها (Ephemeroptera)
- طياره‌ها (Odonata)
- سوسَري‌‌ها (Blattaria)

يك روزه‌ها (Ephemeroptera)
از ابتدايي‌ترين حشرات شروع مي‌کنيم. اولين راسته حشرات، راسته افمرپترا (Ephemeroptera) که حشراتي با بال‌هاي غشايي و تعداد زيادي رگ‌بال هستند و عموماً بالهاي عقبي آن‌ها کوچکتر از بالهاي جلويي است. حشرات کامل در انتهاي بدن داراي زائده‌هاي بلندي مي‌باشند. تا قبل از بلوغ، در داخل آب زندگي مي‌كنند و از انواع گياهان مختلف در داخل آب تغذيه مي‌کنند. پوره‌هاي اين حشرات در طرفين بدن داراي زوائد برگ مانندي که در واقع همان پيوست‌هاي تنفسي هستند، مي‌باشند که به وسيله آن اکسيژن محلول در آب را جذب مي‌کنند. در انتهاي بدن نيز داراي پيوست‌هايي هستند. يک روزه‌ها از نظر تغذيه‌ي ماهي‌ها داراي اهميت فوق‌العاده زيادي هستند و يکي از بخشهاي مهم در جيره غذايي ماهي‌ها در آب هاي شيرين مي‌باشند.
اما چرا به اين حشرات يک روزه مي‌گويند؟
به خاطر اينکه عمر اين حشرات کامل بسيار کوتاه است و بعد از اينكه حشره‌ي كامل ظاهر مي‌شود يک يا دو روز و بيشتر از سه روز زنده نمي‌مانند. يک استثناء ديگر که در اين راسته وجود دارد، بعد از ظهور فرم بالدار، يک مرتبه ديگر پوست اندازي مي‌کنند تا فرم بالغ آن‌ها ظاهر گردد.
طياره‌ها (Odonata)
دومين راسته، راسته اُدناتا يا طياره (Odonata)مي‌باشند. حشرات اين دسته، حشراتي نسبتاً بزرگ، به رنگ‌هاي بسيار زيبا و داراي بدن باريک و کشيده مي‌باشند. چشم‌هاي اين حشرات عموماً مرکب در آسيابک‌ها بسيار بزرگ مي‌باشند به طوري که بخش اعظم سر را در بر مي گيرد. در حاليکه در سنجاقک‌ها، چشم‌هاي مرکب عموماً کوچکتر هستند. بالها باريک و کشيده و با تعداد زيادي رگ‌بال در سطح خود مي‌باشد. اين حشرات، جزء حشرات اوليه و ابتدايي محسوب مي‌شوند.
راسته (Odonata) از جمله مفيدترين حشرات مي‌باشند. زيرا همه گونه‌هاي آن، بدون استثنا شکارگرند و حشرات کامل و پوره‌ها، از ساير حشرات و همچنين حشرات آفت تغذيه مي‌كنند. البته تخصص يا تعلق خاصي نسبت به گروه خاصي از حشرات ندارند، و از تمام گونه‌هاي ديگر اعم از مفيد و غير مفيد تغذيه مي‌کنند. حشرات کامل اين راسته گاهي از مگس‌ها که اغلب ناقل بيماري‌هاي مختلف مي‌باشند تغذيه مي‌کنند و در کاهش جمعيت آنان نقش موثري دارند. پوره‌هاي اين حشرات آبزي بوده و مدت زمان دو تا سه سال را درون آب زندگي مي‌کنند.

تشخيص پوره آسيابک‌ها از پوره سنجاقک‌ها
پوره سنجاقک‌ها عموماً در انتهاي بدن داراي زوائد برگ مانندي هستند، ولي در پوره آسيابک‌ها اين زوائد برگ مانند ديده نمي‌شود. همانطور که اشاره شد پوره‌هاي حشرات نيز شکارگر هستند و در محيط‌هاي آبي از حشرات به ويژه ازلارو پشه‌ها و ساير حشرات تغذيه مي‌کنند.
غير از چشم‌هاي مرکب، سنجاقک‌ها و آسيابک‌ها چه تفاوت ديگري با هم دارند؟
ساده‌ترين روش براي تشخيص آسيابک‌ها از سنجاقك‌ها اينست که در آسيابک‌ها بال‌هاي عقب در قاعده عريض‌تر از بالهاي جلوست در حاليکه در سنجاقک بال‌هاي عقب و جلو داراي شکلي يکسان بوده و از نظر اندازه مشابه هستند.

سوسري‌‌ها (Blattaria)
راسته ديگر، راسته بلاتاريا (Blattaria) يا سوسري‌ها هستند. علي‌رغم اينکه عموم مردم به اين حشرات سوسک يا سوسک حمام مي‌گويند ولي در واقع اين‌ها سوسک به معناي بي‌تل (Beetle) که ما آن‌ها را سخت ‌بالپوشان مي‌ناميم، نيستند. از جمله حشرات مهم بهداشتي هستند که در کشور ما حداقل سه گونه از آن‌ها به وفور يافت مي‌شود.

مهمترين گونه سوسري‌ها عبارتند از :
- سوسري آلماني يا بلاتاجرمنيكا (Blattella germanica)
- سوسري آمريكايي يا پري‌پلنتا امريكانا (Periplaneta americana)
- بلاتا اورينتاليس (Blatta orientalis)
البته بدليل اينکه سوسريها اندازه بزرگتري دارند براي ساکنان منازل قابل تحمل نيستند اما سوسري آلماني داراي اندازه خيلي کوچکتري است. شکل بدن در اين حشرات بگونهاي است که در لابلاي کوچکترين شکاف‌ها رفت و آمد دارند. تخمهاي خودشان را در داخل کپسولهايي قرار مي‌دهند بطوري كه در داخل هر کپسول تعداد زيادي تخم قرار مي‌گيرد و سوسري‌ها اين کپسول را در پشت کابينت‌ها يا در داخل درزها و شکافهايي که در آشپزخانه قرار دارد رها ميکنند. بعد از مدتي از داخل يک کپسول که مشابه يک لوبياي کوچک است تعداد زيادي پوره اين حشرات خارج و بوي ناخوشايندي از خود ساطع ميکند که قابل تحمل نميباشد اما نکته مهم در اين حشرات اين است که از جنبه بهداشتي داراي اهميت زيادي هستند
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:44  توسط علیرضا قلیپور  | 

* پروانه­ها (Lepidoptera)
پروانه­ها حشراتي هستند كه تقريباً همه مردم آ‌ن‌ها را مي­شناسند و داراي چهار بال هستند كه سطح بال­ها بوسيله پولك پوشيده شده است. لارو همه گونه­هاي پروانه­ها به استثنا چند گونه محدود از گياهان مختلف تغذيه مي­كنند. تعدادي از گونه­ها در اين راسته از آفات بسيار مهم درختان ميوه و تعداد معدود ديگر در شرايط گلخانه­اي جزء آفات گياهان زينتي به شمار مي­روند.
براي شناسايي و تفكيك گروه‌هاي مختلف پروانه­ها، دو ويژگي مهم الف) رگ­بندي بال و ب) مكانيسم جفت­شدن بال­هاي جلو و عقب به هنگام پرواز قابل توجه است. رگ­بندي بال در پروانه­ها نسبتاً ساده و تعداد رگ­هاي عرضي و طولي كم است.
در پروانه­ها چهار مكانيسم براي جفت­ شدن بال­هاي جلو و عقب به هنگام پرواز وجود دارد كه عبارتند از:
1- فيبولا (Fibula)
2- ژوگوم (Jugum)
3- فرنيلوم (Frenulum)
4- هيمورال اَنگِل (Humeral angle)
عمده پروانه­هاي روز پروازي كه در طبيعت مشاهده مي­شوند داراي مكانيسم هيمورال انگل هستند. لارو پروانه­ها بصورت­هاي مختلفي از گياهان تغذيه مي­كنند. تعدادي از آن‌ها آزادانه از قسمت­هاي مختلف گياه مانند برگ، ميوه يا گل تغذيه مي‌كنند و يا در داخل شاخه و تنه درختان بافت چوبي گياه را استفاده مي‌كنند. تعداد معدودي از گونه­ها هم جزء آفات انباري هستند و در شرايط انباري از انواع خشكبار تغذيه مي­كنند.
راسته لپيدوپترا به پنج زير راسته تقسيم مي­شود كه عبارتند از:
1. زوگلوپترا (Zeugloptera) ؛ تنها پروانه­هايي هستند كه داراي آرواره بالا مي‌باشند. بنابراين توانايي تغذيه از مواد جامد مثل گرده گل‌ها را دارند و اين ويژگي در ساير پـروانـه­هـا ديــده نمي­شـود. در ايـن زيـر راستــه خـانـواده ميـكروپـتريـژيـده (Micropterygidae) حائز اهميت است.
2. زير راسته داكنونيفا (Dacnonypha) ؛ گرچه حشرات كامل داراي آرواره هستند ولي آرواره­هايشان غيرفعال است. در واقع گاله­هاي مربوط به هر يك از آرواره­هاي پايين بهم متصل ­شده و خرطوم را بوجود ­آورده‌اند كه بوسيله آن از مواد مايع تغذيه مي­كنند.
3. زير راسته اكسوپوريا (Exoporia) ؛ در اين راسته خانواده­اي به نام هيپاليده (Hepialidae) وجود دارد كه از نظر شكل ظاهري شباهت به پروانه­هاي اسفينژيده (Sphingidae) دارد ولي لاروهاي آن‌ها عموماً از ريشه گياهان تغذيه مي­كنند.
4. مونوتريزيا (Monotrysia)؛ تعدادي از گونه­هاي مونوتريزيا بصورت مي‌نوز فعاليت
مي­كنند. مهم‌ترين خانواده اين زير راسته استيگمليده (Stigmellidae) است كه لارو­هاي آن از پارانشيم برگ­هاي گياهان تغذيه ميكنند.
5. بزرگترين زير راسته ديتريسيا (Ditrysia)است؛ عمده پروانه­ها در اين زير راسته تقسيم‌بندي مي­شوند كه به تعدادي از خانواده­هاي آن اشاره مي­كنيم:
خانواده تينيئيده (Tineidae) يكي از خانواده­هاي زير راسته ديتريسيا است كه عموماً لارو آن‌ها از منسوجات تغذيه مي­كنند.
- ليونيتيده(Lyonetidae) و گراسي­لاريده (Gracillaridae) نيز مي‌نوز هستند كه لاروهايشان در بين اپيدرم فوقاني و زيرين برگ از پارانشيم برگ گياهان تغذيه مي­كنند.
- خانواده پيه­ريده (Pieridae) كه در واقع روز پرواز بوده و جزء آ‌فات مهم كَلَم هستند. اين خانواده داراي دامنه ميزباني نسبتاً وسيعي هستند و امكان فعاليت آن‌ها در شرايط گلخانه­اي روي محصولات گلخانه­اي وجود دارد.
- خانواده ليكينيده (Lycaenidae)؛ تعدادي از لاروهاي گونه­­هاي اين خانواده در لانه مورچه‌ها زندگي مي­كنند. در واقع مورچه­ها تعدادي از جمعيت خودشان را در اختيار لارو اين پروانه­ها قرار مي­دهند و اين‌ها هم از مراحل مختلف قبل از بلوغ مورچه­ها تغذيه مي­كنند و توليد عسلك كرده كه مورچه­ها از عسلك توليد شده توسط اين لارو پروانه­ها تغذيه مي­كنند.
* پروانه­هاي باتر فلاي (Butterfly) يا پروانه­هاي روز
1- اسفينجيده (Sphingidae) تعدادي از گونه­هاي اين خانواده در داخل كندو­هاي زنبــور عســل زندگي مي­كنـند. گـونـه­اي بـه نــام اكـرونتيـا اوتـروپـوس (Acherontia atropos) جزء آفات مهم زنبور عسل به شمار مي­رود. گونه­هاي ديگر اين خانواده از گياهان تغذيه مي­كنند. ويژگي بارز لاروها داشتن شاخي در انتهاي بدن مي‌باشد كه به شناسايي آن‌ها كمك مي‌كند.
2- خانواده ساتورنيده (Saturnidae) شامل بزرگترين پروانه­هاي موجود در ايران مي­باشد. گونه پر طاووسي گلابي بزرگترين پروانه­اي است كه در ايران وجود دارد.
3- نيمفاليده (Nymphalidae)
4- ساتي­ رئيده (Satyridae)
5- پاپيليونيده (Papilionidae)
6- دانائيده(Danaidae)
و تعدادي ديگر از خانواده­ها كه لاروشان عموماً در روي گياهان مرتعي و يا درختان ميوه از برگ گياهان تغذيه مي­كنند. اين پروانه‌ها جزء آفات هم محسوب نمي­شوند و تحت كنترل دشمنان طبيعي هستند.
بسياري از پروانه­هاي روز پرواز جزء آفات مهم نيستند ولي تعدادي از پروانه­هاي شب پرواز تحت نام موس (Moths)در خانواده­هاي نوكتوئيده (Noctuidae) و پيراليده(Pyralidae) از آفات بسيار مهم محصولات زراعي و گياهي مختلف هستند
بطور كلي جمعيت موجودات بوسيله دو دسته از عوامل كنترل مي‌شوند.
الف) عوامل طبيعي مثل سرما؛
ب) دشمنان طبيعي.
به همين دليل در گذشته كشاورزان در زمستان زمين‌هايشان را آب مي­دادند تا زمين يخ ببندد و بسياري از شفيره آفات مهم كه در داخل خاك زندگي مي­كردند به اين طريق از بين بروند.
از عوامل كنترل كننده دشمنان طبيعي لارو پروانه­ها عمدتاً زنبورهاي براكلونيده (Braclonidae) و مگس‌هاي خانواده تاكي نيده (Tachinidae) مي­باشند كه از اهميت زيادي برخوردارند
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:41  توسط علیرضا قلیپور  |